skeg

[ایالات متحده]/skɛg/
[بریتانیا]/skɛg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت پشتی یک کیله؛ یک باله دمی راهنما
Word Forms
جمعskegs

عبارات و ترکیب‌ها

skeg guard

محافظ اسکگ

skeg repair

تعمیر اسکگ

skeg design

طراحی اسکگ

skeg adjustment

تنظیم اسکگ

skeg installation

نصب اسکگ

skeg length

طول اسکگ

skeg angle

زاویه اسکگ

skeg position

موقعیت اسکگ

skeg material

جنس اسکگ

skeg type

نوع اسکگ

جملات نمونه

the skeg helps improve the stability of the boat.

اسکگ به بهبود ثبات قایق کمک می‌کند.

we need to replace the damaged skeg on our kayak.

ما نیاز داریم اسکگ آسیب‌دیده روی کایاک خود را تعویض کنیم.

adjusting the skeg can enhance tracking in rough waters.

تنظیم اسکگ می‌تواند ردیابی را در آب‌های خشن بهبود بخشد.

the skeg is an essential part of the paddleboard.

اسکگ بخش ضروری صفحه پارویی است.

he checked the skeg before launching the sailboat.

او قبل از پرتاب قایق بادبانی اسکگ را بررسی کرد.

the skeg design varies between different types of boats.

طراحی اسکگ بین انواع مختلف قایق‌ها متفاوت است.

she learned how to repair a skeg during the workshop.

او یاد گرفت که چگونه اسکگ را در طول کارگاه تعمیر کند.

proper maintenance of the skeg is crucial for performance.

نگهداری مناسب از اسکگ برای عملکرد بسیار مهم است.

they installed a new skeg to enhance maneuverability.

آنها یک اسکگ جدید نصب کردند تا مانورپذیری را افزایش دهند.

the skeg was designed to reduce drag while sailing.

اسکگ برای کاهش کشش در حین قایقرانی طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید