| جمع | skibobs |
skibob racing
مسابقه اسکیبوب
skibob competition
مسابقه اسکیبوب
skibob ride
سوارکاری اسکیبوب
skibob event
رویداد اسکیبوب
skibob tour
تور اسکیبوب
skibob lessons
جلسات آموزشی اسکیبوب
skibob equipment
تجهیزات اسکیبوب
skibob adventure
ماجراجویی اسکیبوب
skibob skills
مهارتهای اسکیبوب
skibob fun
سرگرمی اسکیبوب
he loves to ride his skibob down the snowy slopes.
او عاشق این است که اسکیبوب خود را در سرازیریهای پوشیده از برف سوار شود.
skibob racing is gaining popularity in winter sports.
مسابقات اسکیبوب در حال افزایش محبوبیت در ورزشهای زمستانی است.
she took a skibob lesson to improve her skills.
او برای بهبود مهارتهای خود یک کلاس اسکیبوب گرفت.
they organized a skibob event for enthusiasts.
آنها یک رویداد اسکیبوب را برای علاقهمندان سازماندهی کردند.
the skibob allows for a unique winter experience.
اسکیبوب امکان یک تجربه زمستانی منحصر به فرد را فراهم میکند.
he bought a new skibob for the upcoming season.
او یک اسکیبوب جدید برای فصل آینده خرید.
she enjoys the thrill of skibobing at high speeds.
او از هیجان اسکیبوب با سرعت بالا لذت میبرد.
skibob competitions are held every winter in many regions.
مسابقات اسکیبوب هر سال زمستان در بسیاری از مناطق برگزار میشود.
he joined a skibob club to meet other riders.
او برای ملاقات با سایر اسکیبازان به یک باشگاه اسکیبوب پیوست.
the skibob is a fun way to enjoy the snow.
اسکیبوب راهی سرگرمکننده برای لذت بردن از برف است.
skibob racing
مسابقه اسکیبوب
skibob competition
مسابقه اسکیبوب
skibob ride
سوارکاری اسکیبوب
skibob event
رویداد اسکیبوب
skibob tour
تور اسکیبوب
skibob lessons
جلسات آموزشی اسکیبوب
skibob equipment
تجهیزات اسکیبوب
skibob adventure
ماجراجویی اسکیبوب
skibob skills
مهارتهای اسکیبوب
skibob fun
سرگرمی اسکیبوب
he loves to ride his skibob down the snowy slopes.
او عاشق این است که اسکیبوب خود را در سرازیریهای پوشیده از برف سوار شود.
skibob racing is gaining popularity in winter sports.
مسابقات اسکیبوب در حال افزایش محبوبیت در ورزشهای زمستانی است.
she took a skibob lesson to improve her skills.
او برای بهبود مهارتهای خود یک کلاس اسکیبوب گرفت.
they organized a skibob event for enthusiasts.
آنها یک رویداد اسکیبوب را برای علاقهمندان سازماندهی کردند.
the skibob allows for a unique winter experience.
اسکیبوب امکان یک تجربه زمستانی منحصر به فرد را فراهم میکند.
he bought a new skibob for the upcoming season.
او یک اسکیبوب جدید برای فصل آینده خرید.
she enjoys the thrill of skibobing at high speeds.
او از هیجان اسکیبوب با سرعت بالا لذت میبرد.
skibob competitions are held every winter in many regions.
مسابقات اسکیبوب هر سال زمستان در بسیاری از مناطق برگزار میشود.
he joined a skibob club to meet other riders.
او برای ملاقات با سایر اسکیبازان به یک باشگاه اسکیبوب پیوست.
the skibob is a fun way to enjoy the snow.
اسکیبوب راهی سرگرمکننده برای لذت بردن از برف است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید