snowmobile

[ایالات متحده]/ˈsnəʊməbiːl/
[بریتانیا]/ˈsnoʊməbiːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای طراحی شده برای سفر در برف؛ نوعی سورتمه موتوری که در برف استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fast snowmobile

سكوتر برفی سریع

snowmobile rental

اجاره سكوتر برفی

snowmobile tour

تور سكوتر برفی

snowmobile racing

مسابقات سكوتر برفی

snowmobile gear

تجهیزات سكوتر برفی

snowmobile trails

مسیرهای سكوتر برفی

snowmobile safety

ایمنی سكوتر برفی

snowmobile park

پارک سكوتر برفی

snowmobile adventure

ماجراجویی سكوتر برفی

snowmobile maintenance

تعویض قطعات سكوتر برفی

جملات نمونه

we went snowmobiling in the mountains.

ما برای اسکی روی برف به کوه‌ها رفتیم.

snowmobiles are great for winter adventures.

اسکی روی برف برای ماجراجویی‌های زمستانی عالی است.

he rented a snowmobile for the weekend.

او یک اسکی روی برف برای آخر هفته اجاره کرد.

we saw a beautiful sunset while riding the snowmobile.

ما هنگام سواری با اسکی روی برف، یک غروب خورشید زیبا دیدیم.

make sure to wear a helmet when using a snowmobile.

مطمئن شوید هنگام استفاده از اسکی روی برف، کلاه ایمنی بپوشید.

snowmobiles can reach high speeds on the trails.

اسکی روی برف می‌تواند در مسیرها به سرعت‌های بالا برسد.

they organized a snowmobile race this weekend.

آنها این آخر هفته یک مسابقه اسکی روی برف برگزار کردند.

learning to drive a snowmobile is easy.

یادگیری رانندگی با اسکی روی برف آسان است.

we took a guided tour on snowmobiles.

ما یک تور راهنما با اسکی روی برف داشتیم.

snowmobiles are essential for winter transportation in remote areas.

اسکی روی برف برای حمل و نقل زمستانی در مناطق دورافتاده ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید