skidder

[ایالات متحده]/ˈskɪdə/
[بریتانیا]/ˈskɪdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه یا کارگری که برای جمع‌آوری چوب استفاده می‌شود
Word Forms
جمعskidders

عبارات و ترکیب‌ها

skidder truck

تریلی کشنده

skidder operator

اپراتور اسکیید

skidder log

لاگ اسکیید

skidder winch

وینچ اسکیید

skidder blade

تیغه اسکیید

skidder path

مسیر اسکیید

skidder chains

زنجیر اسکیید

skidder design

طراحی اسکیید

skidder attachment

اتصال اسکیید

skidder maintenance

نگهداری اسکیید

جملات نمونه

the skidder was used to move logs from the forest.

اسکی‌دِر برای جابجایی لاگ‌ها از جنگل استفاده شد.

they operated the skidder with great skill.

آنها اسکی‌دِر را با مهارت فراوان اداره کردند.

the skidder made it easier to clear the land.

اسکی‌دِر پاک کردن زمین را آسان‌تر کرد.

he learned how to drive a skidder on the job.

او یاد گرفت که چگونه اسکی‌دِر را در حین کار رانندگی کند.

using a skidder can save a lot of time in logging.

استفاده از اسکی‌دِر می‌تواند در ثبت زمان زیادی را صرفه‌جویی کند.

the skidder's powerful engine helped lift heavy loads.

موتور قدرتمند اسکی‌دِر به بلند کردن بارهای سنگین کمک کرد.

they invested in a new skidder for their forestry operations.

آنها برای عملیات جنگلداری خود در یک اسکی‌دِر جدید سرمایه‌گذاری کردند.

proper maintenance of the skidder is essential for safety.

نگهداری مناسب از اسکی‌دِر برای ایمنی ضروری است.

the skidder can navigate through rough terrain easily.

اسکی‌دِر می‌تواند به راحتی از زمین ناهموار عبور کند.

he prefers operating a skidder over other machinery.

او ترجیح می‌دهد اسکی‌دِر را نسبت به سایر ماشین‌آلات اداره کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید