winch

[ایالات متحده]/wɪn(t)ʃ/
[بریتانیا]/wɪntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای بالا بردن یا کشیدن استفاده می‌شود و معمولاً شامل یک درام است که دور آن یک کابل پیچیده شده است
vt. برای حرکت دادن (چیزی) با استفاده از وینچ

عبارات و ترکیب‌ها

electric winch

绞盘 برقی

hydraulic winch

绞盘 هیدرولیک

manual winch

绞盘 دستی

جملات نمونه

winched the car out of the river

ماشین را از رودخانه بیرون کشیدند

Winch operator and flatman must be special trained, qualified in assessment with compliance.

اپراتور وینچ و مرد صاف باید آموزش دیده و در ارزیابی با رعایت الزامات واجد شرایط باشند.

For hoist and lifting winch for mine shaft, its joint of lifting container and steel wire should adopt wedge type cappel.

برای بالابر و وینچ بالابر برای معدن، اتصال ظرف بالابر و سیم فولادی باید نوع کپه زاویه ای را اتخاذ کند.

NINGBO BEKO MACHINERY CO.,LTD. is A manufacturer who specially produce hydraulic winch,hydraulic slewer,travel drive motor,hydraulic motor and hydraulic system.

NINGBO BEKO MACHINERY CO., LTD. یک تولید کننده است که به طور خاص وینچ هیدرولیک، اسلوئر هیدرولیک، موتور محرک سفر، موتور هیدرولیک و سیستم هیدرولیک تولید می کند.

A new mechanical structure with winch、staff and gimbal is used to develop a gyrometer test table to realize the high frequency of the operation.

یک ساختار مکانیکی جدید با وینچ، کارکنان و gimbal برای توسعه یک میز آزمایش ژیروسکو برای تحقق فرکانس بالا عملیات استفاده می شود.

Parascending is the basic tow form of paragliding ,although the teams now have winches and can tow paragliders as well as ascending canopies.

پاراسندینگ فرم پایه کشش پاراگلایدر است، اگرچه تیم‌ها اکنون دارای وینچ هستند و می‌توانند پاراگلایدرها را به همراه چادرها صعودی بکشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید