| جمع | skilifts |
take the skilift
برو روی کابین لیف سکی
skilift ride
سفر لیف سکی
skilift ticket
بلیت لیف سکی
skilift pass
پاس لیف سکی
skilift station
ایستگاه لیف سکی
skilift chair
کرسی لیف سکی
skilift line
خط لیف سکی
waiting skilift
در انتظار لیف سکی
skilift accident
حادثه لیف سکی
skilift mountain
کوه لیف سکی
we took a skilift to reach the top of the mountain.
ما با استفاده از یک کابین اسکی به قله کوه رسیدیم.
the skilift ride offered stunning views of the snow-covered peaks.
سفر با کابین اسکی دیدهای زیبا از قلههای پوشیده از برف را به ما ارائه داد.
children must be supervised when riding the skilift.
کودکان باید در حین سفر با کابین اسکی نظارت شوند.
you can buy your skilift ticket at the base station.
میتوانید بلیت کابین اسکی خود را در ایستگاه پایه خریداری کنید.
the skilift operator warned us about the cold weather at the summit.
کارگر کابین اسکی ما را درباره هوای سرد در قله هشدار داد.
we waited in line for twenty minutes to catch the skilift.
ما برای اینکه کابین اسکی را بگیریم، دویست دقیقه در صف انتظار ماندیم.
many skilifts were closed due to strong winds.
بعلت بادهای قوی، بسیاری از کابینهای اسکی بسته شدند.
first-time skiers often feel nervous on the skilift.
اسکی بازان اولین بار، اغلب در کابین اسکی ناراحت میشوند.
the skilift runs every fifteen minutes during peak season.
کابین اسکی در فصل پر فعالیت هر پانزده دقیقه یک بار حرکت میکند.
please keep your hands inside the skilift chair at all times.
لطفاً دستان خود را در تمام زمانها در داخل صندلی کابین اسکی نگه دارید.
he works as a skilift operator during the winter months.
او در ماههای زمستان به عنوان یک کارگر کابین اسکی کار میکند.
the modern skilift system can transport thousands of people per hour.
سیستم مدرن کابین اسکی میتواند هر ساعت هزاران نفر را حمل کند.
take the skilift
برو روی کابین لیف سکی
skilift ride
سفر لیف سکی
skilift ticket
بلیت لیف سکی
skilift pass
پاس لیف سکی
skilift station
ایستگاه لیف سکی
skilift chair
کرسی لیف سکی
skilift line
خط لیف سکی
waiting skilift
در انتظار لیف سکی
skilift accident
حادثه لیف سکی
skilift mountain
کوه لیف سکی
we took a skilift to reach the top of the mountain.
ما با استفاده از یک کابین اسکی به قله کوه رسیدیم.
the skilift ride offered stunning views of the snow-covered peaks.
سفر با کابین اسکی دیدهای زیبا از قلههای پوشیده از برف را به ما ارائه داد.
children must be supervised when riding the skilift.
کودکان باید در حین سفر با کابین اسکی نظارت شوند.
you can buy your skilift ticket at the base station.
میتوانید بلیت کابین اسکی خود را در ایستگاه پایه خریداری کنید.
the skilift operator warned us about the cold weather at the summit.
کارگر کابین اسکی ما را درباره هوای سرد در قله هشدار داد.
we waited in line for twenty minutes to catch the skilift.
ما برای اینکه کابین اسکی را بگیریم، دویست دقیقه در صف انتظار ماندیم.
many skilifts were closed due to strong winds.
بعلت بادهای قوی، بسیاری از کابینهای اسکی بسته شدند.
first-time skiers often feel nervous on the skilift.
اسکی بازان اولین بار، اغلب در کابین اسکی ناراحت میشوند.
the skilift runs every fifteen minutes during peak season.
کابین اسکی در فصل پر فعالیت هر پانزده دقیقه یک بار حرکت میکند.
please keep your hands inside the skilift chair at all times.
لطفاً دستان خود را در تمام زمانها در داخل صندلی کابین اسکی نگه دارید.
he works as a skilift operator during the winter months.
او در ماههای زمستان به عنوان یک کارگر کابین اسکی کار میکند.
the modern skilift system can transport thousands of people per hour.
سیستم مدرن کابین اسکی میتواند هر ساعت هزاران نفر را حمل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید