skimp on
کاهش دادن
skimping habits
عادتهای صرفهجویی
skimping on essentials
صرفهجویی در موارد ضروری
skimping on expenses
صرفهجویی در هزینهها
skimping on details
صرفهجویی در جزئیات
skimping on necessities
صرفهجویی در مایحتاج
misers who skimp their own children.
افرادی خسیس که حتی به فرزندان خود نیز کمخروجی میکنند.
Older people shouldn’t skimp on food or heating.
افراد مسن نباید در مورد غذا یا گرمایش صرفجویی کنند.
don't skimp on insurance when you book your holidays.
هنگام رزرو تعطیلات خود در بیمه صرف جویی نکنید.
Don't skimp the butter in making a cake.
در درست کردن کیک کره را کم نکنید.
She had to skimp to send her son to college.
او مجبور شد صرفهجویی کند تا پسرش را به دانشگاه بفرستد.
concentrated on reelection, skimping other matters.
روی انتخاب مجدد متمرکز شد، در حالی که مسائل دیگر را نادیده گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید