skimped on quality
استاندارد را فدای کمیت کردیم
skimped on details
جزئیات را نادیده گرفتیم
skimped on budget
بودجه را کم کردیم
skimped on time
زمان را کم کردیم
skimped on resources
منابع را کم کردیم
skimped on effort
تلاش را کم کردیم
skimped on service
خدمات را کم کردیم
skimped on maintenance
نگهداری را کم کردیم
skimped on safety
ایمنی را فدای دیگر موارد کردیم
skimped on training
آموزش را کم کردیم
they skimped on the quality of the materials used.
آنها در کیفیت مواد استفاده شده صرفهجویی کردند.
don't skimp on the details when planning the event.
هنگام برنامه ریزی رویداد، از جزئیات غافل نشوید.
she skimped on her homework and it showed in her grades.
او در انجام تکالیف صرفهجویی کرد و این موضوع در نمراتش مشهود بود.
he always skimped on his meals to save money.
او همیشه برای صرفهجویی در هزینه، در وعدههای غذایی صرفهجویی میکرد.
we can't afford to skimp on safety measures.
ما نمیتوانیم در اقدامات ایمنی صرفهجویی کنیم.
they skimped on the renovations and it shows.
آنها در بازسازیها صرفهجویی کردند و این موضوع مشهود است.
don't skimp on your education; it's an investment.
در تحصیلات خود صرفهجویی نکنید؛ این یک سرمایهگذاری است.
she skimped on the makeup for the party.
او برای مهمانی، در آرایش صرفهجویی کرد.
he skimped on his workout routine this week.
او این هفته در برنامه تمرینات خود صرفهجویی کرد.
they skimped on customer service, leading to complaints.
آنها در خدمات مشتریپسند صرفهجویی کردند که منجر به شکایات شد.
skimped on quality
استاندارد را فدای کمیت کردیم
skimped on details
جزئیات را نادیده گرفتیم
skimped on budget
بودجه را کم کردیم
skimped on time
زمان را کم کردیم
skimped on resources
منابع را کم کردیم
skimped on effort
تلاش را کم کردیم
skimped on service
خدمات را کم کردیم
skimped on maintenance
نگهداری را کم کردیم
skimped on safety
ایمنی را فدای دیگر موارد کردیم
skimped on training
آموزش را کم کردیم
they skimped on the quality of the materials used.
آنها در کیفیت مواد استفاده شده صرفهجویی کردند.
don't skimp on the details when planning the event.
هنگام برنامه ریزی رویداد، از جزئیات غافل نشوید.
she skimped on her homework and it showed in her grades.
او در انجام تکالیف صرفهجویی کرد و این موضوع در نمراتش مشهود بود.
he always skimped on his meals to save money.
او همیشه برای صرفهجویی در هزینه، در وعدههای غذایی صرفهجویی میکرد.
we can't afford to skimp on safety measures.
ما نمیتوانیم در اقدامات ایمنی صرفهجویی کنیم.
they skimped on the renovations and it shows.
آنها در بازسازیها صرفهجویی کردند و این موضوع مشهود است.
don't skimp on your education; it's an investment.
در تحصیلات خود صرفهجویی نکنید؛ این یک سرمایهگذاری است.
she skimped on the makeup for the party.
او برای مهمانی، در آرایش صرفهجویی کرد.
he skimped on his workout routine this week.
او این هفته در برنامه تمرینات خود صرفهجویی کرد.
they skimped on customer service, leading to complaints.
آنها در خدمات مشتریپسند صرفهجویی کردند که منجر به شکایات شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید