skimped

[ایالات متحده]/skɪmpt/
[بریتانیا]/skɪmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کمتر استفاده کردن یا کمتر دادن از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

skimped on quality

استاندارد را فدای کمیت کردیم

skimped on details

جزئیات را نادیده گرفتیم

skimped on budget

بودجه را کم کردیم

skimped on time

زمان را کم کردیم

skimped on resources

منابع را کم کردیم

skimped on effort

تلاش را کم کردیم

skimped on service

خدمات را کم کردیم

skimped on maintenance

نگهداری را کم کردیم

skimped on safety

ایمنی را فدای دیگر موارد کردیم

skimped on training

آموزش را کم کردیم

جملات نمونه

they skimped on the quality of the materials used.

آنها در کیفیت مواد استفاده شده صرفه‌جویی کردند.

don't skimp on the details when planning the event.

هنگام برنامه ریزی رویداد، از جزئیات غافل نشوید.

she skimped on her homework and it showed in her grades.

او در انجام تکالیف صرفه‌جویی کرد و این موضوع در نمراتش مشهود بود.

he always skimped on his meals to save money.

او همیشه برای صرفه‌جویی در هزینه، در وعده‌های غذایی صرفه‌جویی می‌کرد.

we can't afford to skimp on safety measures.

ما نمی‌توانیم در اقدامات ایمنی صرفه‌جویی کنیم.

they skimped on the renovations and it shows.

آنها در بازسازی‌ها صرفه‌جویی کردند و این موضوع مشهود است.

don't skimp on your education; it's an investment.

در تحصیلات خود صرفه‌جویی نکنید؛ این یک سرمایه‌گذاری است.

she skimped on the makeup for the party.

او برای مهمانی، در آرایش صرفه‌جویی کرد.

he skimped on his workout routine this week.

او این هفته در برنامه تمرینات خود صرفه‌جویی کرد.

they skimped on customer service, leading to complaints.

آنها در خدمات مشتری‌پسند صرفه‌جویی کردند که منجر به شکایات شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید