skimping

[ایالات متحده]/[skɪmpɪŋ]/
[بریتانیا]/[skɪmpɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از صرف هزینه یا استفاده از منابع اجتناج کردن؛ صرفه‌جویی به حد افراط کردن؛ کاری را به روشی ضعیف یا ناکافی انجام دادن؛ هزینه‌هراسی کردن.
n. عمل اجتناب از صرف هزینه یا استفاده از منابع.
adj. با ویژگی یا درگیر صرفه‌جویی.

عبارات و ترکیب‌ها

skimping on details

صرفه‌جویی در جزئیات

avoiding skimping

اجتناب از صرفه‌جویی

skimping resources

صرفه‌جویی در منابع

skimped on food

در غذا صرفه‌جویی شد

skimping money

صرفه‌جویی در پول

stop skimping

صرفه‌جویی را متوقف کنید

skimping quality

صرفه‌جویی در کیفیت

skimped badly

به شدت صرفه‌جویی شد

skimping expenses

صرفه‌جویی در هزینه‌ها

without skimping

بدون صرفه‌جویی

جملات نمونه

we can't afford to be skimping on quality ingredients for the restaurant.

ما نمی‌توانیم در مورد مواد اولیه با کیفیت برای رستوران صرفه‌جویی کنیم.

the contractor was skimping on materials to increase their profit margin.

کنسروها برای افزایش حاشیه سود خود در حال صرفه‌جویی در مصالح ساختمانی بودند.

don't skimp on sunscreen, even on cloudy days; it's important for protection.

حتی در روزهای ابری هم از کرم ضد آفتاب صرفه‌جویی نکنید؛ محافظت مهم است.

they were skimping on details, which resulted in a poorly finished product.

آنها در جزئیات صرفه‌جویی می‌کردند که منجر به یک محصول ضعیف شد.

i hate it when companies skimp on customer service after a sale.

من از این متنفر که شرکت‌ها پس از فروش خدمات مشتری را نادیده می‌گیرند.

the hotel was skimping on amenities like towels and toiletries.

هتل در امکاناتی مانند حوله و لوازم بهداشتی صرفه‌جویی می‌کرد.

we shouldn't be skimping on education; it's an investment in the future.

ما نباید در آموزش صرفه‌جویی کنیم؛ این یک سرمایه‌گذاری برای آینده است.

the event organizers were skimping on decorations to stay within budget.

سازندگان رویداد برای حفظ بودجه در حال صرفه‌جویی در دکوراسیون بودند.

it's tempting to skimp on insurance, but it's a risky decision.

وسوسه‌انگیز است که در بیمه صرفه‌جویی کنید، اما این یک تصمیم خطرناک است.

the company was skimping on employee training to cut costs.

شرکت برای کاهش هزینه‌ها در حال صرفه‌جویی در آموزش کارکنان بود.

we can't be skimping on safety measures at the construction site.

ما نمی‌توانیم در اقدامات ایمنی در محل ساخت و ساز صرفه‌جویی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید