slacknesses

[ایالات متحده]/ˈslæk.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈslæk.nəs.ɪz/

ترجمه

n. وضعیت شل بودن; شل بودن

عبارات و ترکیب‌ها

address slacknesses

رسیدگی به کمبودها

identify slacknesses

تشخیص کمبودها

analyze slacknesses

تجزیه و تحلیل کمبودها

reduce slacknesses

کاهش کمبودها

eliminate slacknesses

حذف کمبودها

monitor slacknesses

نظارت بر کمبودها

report slacknesses

گزارش کمبودها

correct slacknesses

اصلاح کمبودها

assess slacknesses

ارزیابی کمبودها

manage slacknesses

مدیریت کمبودها

جملات نمونه

his slacknesses in work led to missed deadlines.

نادیده گرفتن وظایف او در کار منجر به از دست دادن مهلت‌های مقرر شد.

we need to address the slacknesses in our team's performance.

ما باید به عملکرد تیم خود رسیدگی کنیم و نقاط ضعف آن را برطرف کنیم.

her slacknesses were evident during the project presentation.

نقاط ضعف او در طول ارائه پروژه آشکار بود.

identifying slacknesses can improve overall efficiency.

شناسایی نقاط ضعف می‌تواند کارایی کلی را بهبود بخشد.

his slacknesses in discipline affected his grades.

بی‌نظمی او بر نمراتش تأثیر گذاشت.

we cannot tolerate slacknesses in safety protocols.

ما نمی‌توانیم بی‌توجهی به پروتکل‌های ایمنی را تحمل کنیم.

addressing slacknesses in communication is crucial for success.

رسیدگی به نقاط ضعف در ارتباطات برای موفقیت بسیار مهم است.

her slacknesses in preparation were apparent during the exam.

نقاط ضعف او در آمادگی در طول امتحان آشکار بود.

management is concerned about the slacknesses in project timelines.

مدیریت نگران نقاط ضعف در زمان‌بندی پروژه است.

recognizing slacknesses early can prevent bigger issues later.

شناسایی زودهنگام نقاط ضعف می‌تواند از بروز مشکلات بزرگتر در آینده جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید