slaked thirst
رفع تشنگی
slaked lime
آهک ملتهی
slaked fire
خاموش کردن آتش
slaked appetite
رفع گرسنگی
slaked needs
رفع نیازها
slaked curiosity
رفع کنجکاوی
slaked emotions
آرام کردن احساسات
slaked desires
رفع خواسته ها
slaked passions
آرام کردن اشتیاق ها
slaked worries
رفع نگرانی ها
he slaked his thirst with a cold drink.
او عطش خود را با نوشیدنی خنک رفع کرد.
the workers slaked the lime with water.
کارگران آهک را با آب خاموش کردند.
after a long hike, they slaked their hunger with a hearty meal.
بعد از یک پیادهروی طولانی، آنها گرسنگی خود را با یک وعده غذایی مقوی رفع کردند.
she slaked her curiosity by reading the book.
او کنجکاوی خود را با خواندن کتاب رفع کرد.
the team slaked their competitive spirit with a friendly match.
تیم روحیه رقابتی خود را با یک مسابقه دوستانه رفع کرد.
he slaked his desire for adventure by traveling to new places.
او اشتیاق خود به ماجراجویی را با سفر به مکانهای جدید رفع کرد.
they slaked their need for knowledge by attending the seminar.
آنها نیاز خود به دانش را با شرکت در سمینار رفع کردند.
the artist slaked her creative thirst by experimenting with new techniques.
هنرمند تشنگی خلاقیت خود را با آزمایش تکنیکهای جدید رفع کرد.
he slaked his passion for music by learning to play the guitar.
او اشتیاق خود به موسیقی را با یادگیری نواختن گیتار رفع کرد.
they slaked their enthusiasm for sports by joining a local team.
آنها شور و شوق خود برای ورزش را با پیوستن به یک تیم محلی رفع کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید