slapdash

[ایالات متحده]/ˈslæp.dæʃ/
[بریتانیا]/ˈslæp.dæʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیلی عجولانه و بی دقت انجام شده
n. کیفیت عجول بودن و بی دقتی

عبارات و ترکیب‌ها

slapdash work

کار بی‌دقت

slapdash approach

رویکرد بی‌دقت

slapdash effort

تلاش بی‌دقت

slapdash style

سبک بی‌دقت

slapdash attitude

نگاه بی‌دقت

slapdash planning

برنامه‌ریزی بی‌دقت

slapdash execution

اجرای بی‌دقت

slapdash design

طراحی بی‌دقت

slapdash results

نتایج بی‌دقت

slapdash solution

راه حل بی‌دقت

جملات نمونه

the report was filled with slapdash calculations.

گزارش پر بود از محاسبات بی‌دقتی.

his slapdash approach to work often leads to mistakes.

رویکرد بی‌دقتی او در کار اغلب منجر به اشتباه می‌شود.

she completed the project in a slapdash manner.

او پروژه را به روشی بی‌ دقت به اتمام رساند.

the slapdash construction of the building raised safety concerns.

ساختمان بی‌ دقت، نگرانی‌های ایمنی را برانگیخت.

they criticized the slapdash editing of the film.

آنها ویرایش بی‌ دقت فیلم را مورد انتقاد قرار دادند.

his slapdash style of writing lacks clarity.

سبک بی‌ دقت نوشتن او فاقد وضوح است.

the slapdash organization of the event disappointed attendees.

سازماندهی بی‌ دقت رویداد باعث ناامیدی شرکت کنندگان شد.

her slapdash attitude towards studying resulted in poor grades.

نگاه بی‌ دقت او به تحصیل منجر به نمرات پایین شد.

they delivered a slapdash presentation that failed to impress.

آنها یک ارائه بی‌ دقت ارائه دادند که نتوانست تأثیر بگذارد.

the slapdash repairs on the car caused further issues.

تعمیرات بی‌ دقت خودرو باعث مشکلات بیشتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید