slates

[ایالات متحده]/sleɪts/
[بریتانیا]/sleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌های تخته سنگ که برای نوشتن یا به عنوان سقف استفاده می‌شوند
v. پوشاندن با تخته سنگ

عبارات و ترکیب‌ها

clean slates

صفحات پاک

slates cleared

صفحه‌ها پاک شدند

fresh slates

صفحات تازه

slates removed

صفحه‌ها حذف شدند

slates prepared

صفحه‌ها آماده شدند

slates updated

صفحه‌ها به‌روزرسانی شدند

slates available

صفحه‌ها در دسترس هستند

slates organized

صفحه‌ها سازماندهی شدند

new slates

صفحات جدید

slates displayed

صفحه‌ها نمایش داده شدند

جملات نمونه

she wrote her plans on the slates for everyone to see.

او طرح‌های خود را روی تخته‌ها نوشت تا همه ببینند.

the teacher used slates to demonstrate the math problem.

معلم از تخته‌ها برای نشان دادن مسئله ریاضی استفاده کرد.

they cleaned the slates before starting the new project.

آنها تخته‌ها را قبل از شروع پروژه جدید تمیز کردند.

the kids enjoyed drawing on the slates during art class.

بچه‌ها از نقاشی روی تخته‌ها در کلاس هنر لذت بردند.

he found some old slates in the attic.

او تعدادی تخته قدیمی در زیرشیرآزی پیدا کرد.

slates can be reused for different subjects in school.

تخته‌ها می‌توانند برای دروس مختلف در مدرسه دوباره استفاده شوند.

we decided to write our goals on slates for motivation.

ما تصمیم گرفتیم برای ایجاد انگیزه، اهداف خود را روی تخته‌ها بنویسیم.

the slates were covered in chalk dust after the lesson.

بعد از کلاس، تخته‌ها با گرد و غبار گچ پوشیده شده بودند.

she used colorful markers to decorate the slates.

او از ماژیک‌های رنگارنگ برای تزئین تخته‌ها استفاده کرد.

he erases the slates to start fresh each day.

او تخته‌ها را پاک می‌کند تا هر روز شروع تازه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید