slatted design
طراحی اسلات
slatted pattern
الگوی اسلات
The slatted wooden blinds let in just the right amount of sunlight.
پردههای چوبی اسلات دار، مقدار مناسبی از نور خورشید را راه میدادند.
The slatted roof allowed for ventilation in the hot summer months.
سقف اسلات دار امکان تهویه هوا در ماه های گرم تابستان را فراهم می کرد.
She sat on the slatted bench, enjoying the view of the garden.
او روی نیمکت اسلات دار نشست و از منظره باغ لذت برد.
The slatted door creaked as it opened slowly.
در اسلات دار با صدای جیر جیر باز شد.
The slatted fence provided privacy for the backyard.
نرده اسلات دار حریم خصوصی حیاط پشتی را فراهم می کرد.
He fixed the slatted shelves to the wall for extra storage space.
او قفسه های اسلات دار را به دیوار نصب کرد تا فضای بیشتری برای نگهداری داشته باشند.
The slatted design of the chair made it comfortable to sit in for long periods.
طراحی اسلات دار صندلی باعث می شد که مدت طولانی روی آن نشستن راحت باشد.
The slatted windows rattled in the strong wind.
پنجره های اسلات دار در باد شدید به صدا درآمدند.
The slatted closet doors added a modern touch to the bedroom.
درهای کمد اسلات دار، ظاهری مدرن به اتاق خواب بخشیدند.
They installed slatted panels on the ceiling for a decorative effect.
آنها پنل های اسلات دار را روی سقف برای جلوه ای تزئینی نصب کردند.
It was handmade, of course. Dark wooden slats were bound together by tiny nails and strips of brass.
البته که دست ساز بود. لamel های چوبی تیره با میخ های کوچک و نوارهای برنجی به هم متصل شده بودند.
منبع: Stephen King on WritingActually, the joke was on her. I could still see the TV through the slats.
در واقع، شوخی به حساب او بود. من هنوز می توانستم تلویزیون را از طریق لamel ها ببینم.
منبع: The Big Bang Theory Season 9And then of course we have horizontal maple slats.
و سپس البته ما لamel های افقی افرا داریم.
منبع: Architectural DigestThese long, narrow pieces are called " slats" (slats).
این قطعات بلند و باریک به " لamel" (لamel) معروف هستند.
منبع: 2015 ESLPodTo avoid the mess, he switched to wire. With a wooden slat at either end, it was quick and clean.
برای جلوگیری از آشفتگی، او به سیم روی آورد. با یک لamel چوبی در هر دو طرف، سریع و تمیز بود.
منبع: The Economist (Summary)My voice sounded like somebody tearing slats off a chicken coop.
صدایم مثل کسی بود که لamel ها را از یک کلبه مرغ جدا می کند.
منبع: Goodbye, My Love (Part 1)I could still see the TV through the slats.
من هنوز می توانستم تلویزیون را از طریق لamel ها ببینم.
منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 9With shutters, the slats are usually permanent.
با استفاده از درب های توری، لamel ها معمولاً دائمی هستند.
منبع: 2015 ESLPodHe went from wanting a full wall to steel slats to some kind of physical structure to being open to technology.
او از تمایل به داشتن یک دیوار کامل تا لamel های فولادی تا نوعی ساختار فیزیکی تا پذیرش فناوری تغییر کرد.
منبع: NPR News January 2019 CompilationIt rippled through the slatted light from the window blinds, back and forth, quartering the room.
این از طریق نور لamel دار از پرده های کرکره عبور کرد، این طرف و آن طرف، اتاق را به چهار قسمت تقسیم کرد.
منبع: "Dune" audiobookلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید