slaughtermen

[ایالات متحده]/ˈslɔːtəmen/
[بریتانیا]/ˈslɔːtərˌmɛn/

ترجمه

n. قصاب‌ها یا جلادها

عبارات و ترکیب‌ها

skilled slaughtermen

کشتارگران ماهر

experienced slaughtermen

کشتارگران با تجربه

trained slaughtermen

کشتارگران آموزش دیده

local slaughtermen

کشتارگران محلی

professional slaughtermen

کشتارگران حرفه ای

certified slaughtermen

کشتارگران دارای گواهینامه

licensed slaughtermen

کشتارگران دارای مجوز

qualified slaughtermen

کشتارگران واجد شرایط

veteran slaughtermen

کشتارگران با سابقه

جملات نمونه

slaughtermen are essential in the meat industry.

تولیدکنندگان گوشت در صنعت گوشت حیاتی هستند.

many slaughtermen work long hours to meet demand.

بسیاری از توليدکنندگان گوشت برای پاسخگویی به تقاضا ساعت‌های طولانی کار می‌کنند.

slaughtermen must follow strict hygiene regulations.

تولیدکنندگان گوشت باید مقررات بهداشتی سختگیرانه را رعایت کنند.

training programs for slaughtermen are important for safety.

برنامه‌های آموزشی برای تولیدکنندگان گوشت برای ایمنی مهم هستند.

slaughtermen often have to deal with stressful situations.

تولیدکنندگان گوشت اغلب باید با موقعیت‌های استرس‌زا کنار بیایند.

experienced slaughtermen can perform their tasks efficiently.

تولیدکنندگان گوشت با تجربه می‌توانند وظایف خود را به طور کارآمد انجام دهند.

slaughtermen play a critical role in food production.

تولیدکنندگان گوشت نقش مهمی در تولید غذا ایفا می‌کنند.

many slaughtermen have a deep understanding of animal behavior.

بسیاری از تولیدکنندگان گوشت درک عمیقی از رفتار حیوانات دارند.

slaughtermen need to be physically fit for their job.

تولیدکنندگان گوشت باید از نظر جسمانی برای انجام شغل خود تناسب اندام داشته باشند.

slaughtermen often work in teams to increase efficiency.

تولیدکنندگان گوشت اغلب برای افزایش کارایی به صورت تیمی کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید