slays

[ایالات متحده]/sleɪz/
[بریتانیا]/sleɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز خشونت‌آمیز می‌کشد یا نابود می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

slays the game

بازی را می‌درخشاند

slays with style

با سبک ظاهر می‌شود

slays all day

در تمام روز می‌درخشد

slays the crowd

مخاطبان را می‌درخشاند

slays the competition

رقابت را می‌درخشاند

slays every time

همیشه می‌درخشد

slays the look

ظاهر را می‌درخشاند

slays effortlessly

به راحتی می‌درخشد

slays the fashion

مد را می‌درخشاند

جملات نمونه

the hero slays the dragon to save the village.

قهرمان اژدها را می‌کشد تا دهکده را نجات دهد.

she slays the competition with her amazing talent.

او با استعداد فوق العاده اش، رقابت را شکست می‌دهد.

he slays every role he plays in the theater.

او در تئاتر در هر نقشی که بازی می‌کند، موفق عمل می‌کند.

the artist slays with her stunning performances.

هنرمند با اجراهای خیره‌کننده خود، موفق عمل می‌کند.

in the fashion show, she slays the runway.

در نمایش مد، او در مسیر نمایش، موفق عمل می‌کند.

his new song slays the charts this week.

آهنگ جدید او این هفته نمودارها را فتح می‌کند.

the movie slays with its breathtaking visuals.

فیلم با جلوه‌های بصری خیره‌کننده خود، موفق عمل می‌کند.

she slays with her confidence during the presentation.

او با اعتماد به نفس خود در طول ارائه، موفق عمل می‌کند.

the chef slays with his innovative dishes.

سرآشپز با غذاهای نوآورانه خود، موفق عمل می‌کند.

the dancer slays the crowd with her incredible moves.

رقصنده با حرکات فوق العاده خود، مخاطبان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید