overpowers

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈpaʊəz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈpaʊərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکست دادن یا تسلیم کردن کسی یا چیزی؛ غلبه کردن بر احساسات؛ غیرقابل تحمل کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

love overpowers

عشق برتر است

fear overpowers

ترس برتر است

hate overpowers

نفرت برتر است

will overpowers

اراده برتر است

passion overpowers

شور برتر است

strength overpowers

قدرت برتر است

desire overpowers

خواسته برتر است

emotion overpowers

احساس برتر است

instinct overpowers

غریزه برتر است

logic overpowers

منطق برتر است

جملات نمونه

the love for her family overpowers all other feelings.

عشق برای خانواده‌اش بر همه احساسات دیگر غلبه می‌کند.

his determination to succeed overpowers any doubts.

عزم او برای موفقیت بر هر گونه تردید غلبه می‌کند.

the smell of fresh bread overpowers the room.

بوی نان تازه اتاق را فرا می‌گیرد.

her talent for music overpowers her lack of experience.

استعداد او در موسیقی بر کمبود تجربه او غلبه می‌کند.

the excitement of the crowd overpowers the silence.

هیجان جمعیت بر سکوت غلبه می‌کند.

fear sometimes overpowers rational thinking.

ترس گاهی اوقات تفکر منطقی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

his passion for the project overpowers all challenges.

اشتیاق او به پروژه بر هر چالشی غلبه می‌کند.

the joy of the moment overpowers any sadness.

شادی لحظه بر هر گونه غم غلبه می‌کند.

when she sings, her voice overpowers the instruments.

وقتی آواز می‌خواند، صدای او بر سازها غلبه می‌کند.

the need for survival overpowers any fears.

نیاز به بقا بر هر گونه ترس غلبه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید