| جمع | sleazeballs |
sleazeball behavior
رفتار آدمهای چاپلوس
total sleazeball
کاملاً چاپلوس
sleazeball tactics
تاکتیکهای چاپلوسانه
sleazeball move
حرکت چاپلوسانه
sleazeball friend
دوست چاپلوس
classic sleazeball
چاپلوس کلاسیک
sleazeball deal
معامله چاپلوسانه
sleazeball remark
اظهار نظر چاپلوسانه
sleazeball reputation
شهرت چاپلوسانه
sleazeball attitude
نگاه چاپلوسانه
he's such a sleazeball, always trying to take advantage of others.
او چنین آدم کثیفی است، همیشه سعی میکند از دیگران سوء استفاده کند.
no one wants to work with a sleazeball like him.
هیچ کس نمیخواهد با چنین آدم کثیفی مثل او کار کند.
she quickly realized he was a sleazeball after their first date.
او به سرعت متوجه شد که او یک آدم کثیف است بعد از قرار ملاقات اولشان.
his sleazeball tactics are not going to work on me.
تکنیکهای آدم کثیف او روی من جواب نمیدهند.
everyone knows he's a sleazeball who can't be trusted.
همه میدانند که او یک آدم کثیف است که نمیتوان به او اعتماد کرد.
don't be a sleazeball; treat people with respect.
آدم کثیف نباشید؛ با احترام با مردم رفتار کنید.
the sleazeball tried to charm his way into her life.
آن آدم کثیف سعی کرد با اغفاده وارد زندگی او شود.
she called him a sleazeball after he lied to her.
او بعد از اینکه به او دروغ گفت، او را آدم کثیف خطاب کرد.
his reputation as a sleazeball precedes him.
شهرت او به عنوان یک آدم کثیف پیش از او مشهور است.
it's hard to believe that a sleazeball like him could be so charming.
سخت است باور کنیم که چنین آدم کثیفی مثل او میتواند اینقدر جذاب باشد.
sleazeball behavior
رفتار آدمهای چاپلوس
total sleazeball
کاملاً چاپلوس
sleazeball tactics
تاکتیکهای چاپلوسانه
sleazeball move
حرکت چاپلوسانه
sleazeball friend
دوست چاپلوس
classic sleazeball
چاپلوس کلاسیک
sleazeball deal
معامله چاپلوسانه
sleazeball remark
اظهار نظر چاپلوسانه
sleazeball reputation
شهرت چاپلوسانه
sleazeball attitude
نگاه چاپلوسانه
he's such a sleazeball, always trying to take advantage of others.
او چنین آدم کثیفی است، همیشه سعی میکند از دیگران سوء استفاده کند.
no one wants to work with a sleazeball like him.
هیچ کس نمیخواهد با چنین آدم کثیفی مثل او کار کند.
she quickly realized he was a sleazeball after their first date.
او به سرعت متوجه شد که او یک آدم کثیف است بعد از قرار ملاقات اولشان.
his sleazeball tactics are not going to work on me.
تکنیکهای آدم کثیف او روی من جواب نمیدهند.
everyone knows he's a sleazeball who can't be trusted.
همه میدانند که او یک آدم کثیف است که نمیتوان به او اعتماد کرد.
don't be a sleazeball; treat people with respect.
آدم کثیف نباشید؛ با احترام با مردم رفتار کنید.
the sleazeball tried to charm his way into her life.
آن آدم کثیف سعی کرد با اغفاده وارد زندگی او شود.
she called him a sleazeball after he lied to her.
او بعد از اینکه به او دروغ گفت، او را آدم کثیف خطاب کرد.
his reputation as a sleazeball precedes him.
شهرت او به عنوان یک آدم کثیف پیش از او مشهور است.
it's hard to believe that a sleazeball like him could be so charming.
سخت است باور کنیم که چنین آدم کثیفی مثل او میتواند اینقدر جذاب باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید