sledders

[ایالات متحده]/ˈslɛdə/
[بریتانیا]/ˈslɛdər/

ترجمه

n. شخصی که سورتمه را می‌راند یا می‌کشد؛ حیوانی که سورتمه را می‌کشد

عبارات و ترکیب‌ها

happy sledder

اسکی‌باز خوشحال

experienced sledder

اسکی‌باز با تجربه

young sledder

اسکی‌باز جوان

fast sledder

اسکی‌باز سریع

careful sledder

اسکی‌باز مراقب

beginner sledder

اسکی‌باز مبتدی

local sledder

اسکی‌باز محلی

enthusiastic sledder

اسکی‌باز پرشور

seasoned sledder

اسکی‌باز باتجربه

cautious sledder

اسکی‌باز محتاط

جملات نمونه

the sledder raced down the snowy hill.

اسکی‌باز در تپه برفی با سرعت پایین می‌آمد.

she is an experienced sledder who loves winter sports.

او یک اسکی‌باز با تجربه است که عاشق ورزش‌های زمستانی است.

the sledder enjoyed the thrill of the fast descent.

اسکی‌باز از هیجان فرود سریع لذت برد.

many sledders gather at the popular sledding spot.

بسیاری از اسکی‌بازان در مکان محبوب اسکی جمع می‌شوند.

he taught his kids how to be safe sledders.

او به بچه‌هایش آموزش داد که چگونه اسکی‌بازان ایمنی باشند.

the sledder wore a helmet for protection.

اسکی‌باز برای محافظت کلاه ایمنی پوشید.

after the snowfall, the sledder was eager to hit the slopes.

پس از بارش برف، اسکی‌باز مشتاق بود تا به پیست‌ها برود.

the local club organizes races for sledders every winter.

باشگاه محلی هر زمستان مسابقات اسکی برگزار می‌کند.

being a skilled sledder requires practice and balance.

مهارت در اسکی‌سواری نیاز به تمرین و تعادل دارد.

the sledder's laughter echoed through the snowy landscape.

خنده اسکی‌باز در منظره برفی طنین‌انداز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید