skier

[ایالات متحده]/'skiːə/
[بریتانیا]/'skiɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که در فعالیت اسکی شرکت می‌کند.
Word Forms
جمعskiers

جملات نمونه

a lone skier on the mountain.

یک اسکی‌باز تنها در کوه.

She is a skier who is unafraid of danger.

او یک اسکی‌باز است که از خطر نمی‌ترسد.

The skier skimmed across the snow.

اسکی‌باز روی برف سر می‌خورد.

skiers temporarily blinded by sunlight on snow.

اسکی‌بازان به طور موقت به دلیل نور خورشید روی برف کور شدند.

Four skiers will be selected to represent each country.

چهار اسکی‌باز برای نمایندگی هر کشور انتخاب خواهند شد.

The skier’s brilliant performance earned him the highest score of the day.

عملکرد درخشان اسکی‌باز بالاترین امتیاز روز را برای او به ارمغان آورد.

She isn’t the brilliant skier that she’s been cracked up to be.

او اسکی‌باز با استعدادی که فکر می‌کردند نیست.

Skiers wear goggles to protect their eyes from the sun.

اسکی‌بازان عینک استفاده می‌کنند تا چشمان خود را از نور خورشید محافظت کنند.

wore a facemask while diving; a skier's facemask; armed robbers who wore facemasks.

در حالی که غواصی می‌کردند، ماسک صورت پوشیدند؛ ماسک صورت اسکی‌باز؛ دزدان مسلح که ماسک صورت پوشیده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید