sledges

[ایالات متحده]/slɛdʒɪz/
[بریتانیا]/slɛdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه sledge، وسیله‌ای از انواع مختلف که برای سر خوردن یا کشیده شدن بر روی برف استفاده می‌شود
v. سوم شخص مفرد کلمه sledge، سوار شدن بر روی یک سورتمه یا حمل و نقل با استفاده از یک سورتمه

عبارات و ترکیب‌ها

pulling sledges

کشیدن گاری‌های برف

sledges for children

گاری‌های برف برای کودکان

sledges on snow

گاری‌های برف روی برف

heavy sledges

گاری‌های برف سنگین

sledges and skis

گاری‌های برف و اسکی

sledges in winter

گاری‌های برف در زمستان

wooden sledges

گاری‌های برف چوبی

sledges for racing

گاری‌های برف برای مسابقه

sledges down hill

گاری‌های برف به سمت پایین تپه

decorative sledges

گاری‌های برف تزئینی

جملات نمونه

the children pulled their sledges down the hill.

کودکان سورتمه‌ها را به پایین تپه می‌کشیدند.

we enjoyed racing our sledges in the snow.

ما از مسابقه دادن با سورتمه‌ها در برف لذت بردیم.

he loaded the sledges with supplies for the trip.

او سورتمه‌ها را با لوازم مورد نیاز برای سفر بارگیری کرد.

they used sledges to transport goods across the frozen lake.

آنها از سورتمه‌ها برای حمل کالاها از میان دریاچه یخ زده استفاده کردند.

the sledges glided smoothly over the snow.

سورتمه‌ها به راحتی روی برف سر می‌خوردند.

during winter, sledges are a popular way to have fun.

در طول زمستان، سورتمه‌ها یک راه سرگرم کننده محبوب هستند.

we built a ramp for our sledges to jump off.

ما برای پرش سورتمه‌ها یک رمپ ساختیم.

she decorated her sledges with colorful ribbons.

او سورتمه‌های خود را با روبان‌های رنگارنگ تزئین کرد.

they took turns riding on the sledges.

آنها نوبت نوبت سوار سورتمه‌ها شدند.

we packed our sledges for a day of adventure.

ما سورتمه‌های خود را برای یک روز ماجراجویی آماده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید