sleight

[ایالات متحده]/slaɪt/
[بریتانیا]/slaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارت؛ چابکی؛ ترفند هنرمندانه

عبارات و ترکیب‌ها

sleight of hand

ظرفیت دست

sleight of foot

ظرفیت بالا

جملات نمونه

perform sleight of hand

انجام شعبده

The trick is done simply by sleight of hand.

این کار به سادگی با یک حقه انجام می‌شود.

this is financial sleight of hand of the worst sort.

این یک نوع فریبکاری مالی بسیار بد است.

turn out to be a clumsy sleight of hand

در نهایت یک شعبده‌بازی دست و پا چلفتی از آب در می‌آید.

except by sleight of logic, the two positions cannot be harmonized.

به جز با ترفند منطقی، این دو موقعیت قابل هماهنگ نیستند.

a nifty bit of sleight of hand got the ashtray into the correct position.

یک حرکت ماهرانه زیرسیگاری را در موقعیت صحیح قرار داد.

deceive the voters with a (piece of) political sleight of hand

با یک (قطعه) حقه سیاسی رای دهندگان را فریب دهید

We now realize that much of Burt’s research was presented with a statistical sleight of hand.

اکنون متوجه هستیم که بخش زیادی از تحقیقات Burt با یک حقه آماری ارائه شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید