sleuthed

[ایالات متحده]/sluːθd/
[بریتانیا]/sluːθd/

ترجمه

v. برای تحقیق یا جستجوی سرنخ‌ها
n. کارآگاه؛ شخصی که تحقیق می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

sleuthed the mystery

معمای را بررسی کرد

sleuthed out clues

سرنخ‌ها را کشف کرد

sleuthed the truth

حقیقت را کشف کرد

sleuthed the case

پرونده را بررسی کرد

sleuthed hidden secrets

رازهای پنهان را کشف کرد

sleuthed for answers

به دنبال پاسخ‌ها گشت

sleuthed the evidence

شواهد را بررسی کرد

sleuthed the suspect

مشتبه بود را بررسی کرد

sleuthed the details

جزئیات را بررسی کرد

جملات نمونه

she sleuthed through the old archives to find the missing documents.

او در آرشیوهای قدیمی جستجو کرد تا اسناد گم‌شده را پیدا کند.

the detective sleuthed the crime scene for any clues.

مامور پلیس صحنه جرم را برای یافتن هر گونه سرنخی جستجو کرد.

he sleuthed around the neighborhood to gather information.

او برای جمع‌آوری اطلاعات در اطراف محله جستجو کرد.

they sleuthed out the truth behind the mysterious disappearance.

آنها حقیقت پشت سر ناپدید شدن مرموزانه را کشف کردند.

the journalist sleuthed for evidence to support her story.

روزنامه‌نگار به دنبال مدارک برای حمایت از داستان خود بود.

after sleuthing the internet, she found the perfect recipe.

پس از جستجو در اینترنت، او دستور العمل کامل را پیدا کرد.

he sleuthed through the old letters to uncover family secrets.

او نامه‌های قدیمی را برای کشف رازهای خانوادگی جستجو کرد.

the team sleuthed the data to identify patterns.

تیم داده‌ها را برای شناسایی الگوها جستجو کرد.

she sleuthed her way into the exclusive club.

او راه خود را به داخل باشگاه انحصاری باز کرد.

he sleuthed out the best deals while shopping online.

او در حین خرید آنلاین بهترین معاملات را پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید