slewing motion
حرکت چرخشی
slewing gear
چرخ دنده چرخشی
slewing drive
درایو چرخشی
slewing crane
کرین چرخشی
slewing angle
زاویه چرخش
slewing platform
پلتفرم چرخشی
slewing mechanism
مکانیزم چرخشی
slewing axis
محور چرخشی
slewing range
محدوده چرخش
slewing system
سیستم چرخشی
the crane is slewing to position the load accurately.
بالابر در حال چرخیدن است تا بار را به طور دقیق در موقعیت قرار دهد.
we need to adjust the slewing angle for better stability.
ما نیاز داریم زاویه چرخش را برای پایداری بیشتر تنظیم کنیم.
the operator is skilled at slewing the machinery smoothly.
اپراتور در چرخاندن ماشینآلات به طور روان مهارت دارد.
slewing the telescope helped us see the stars more clearly.
چرخاندن تلسکوپ به ما کمک کرد تا ستارگان را واضحتر ببینیم.
they were slewing the vehicle to navigate through the tight space.
آنها وسیله نقلیه را برای عبور از فضای تنگ میچرخاندند.
the wind was slewing the ship off course.
باد باعث انحراف کشتی از مسیر شد.
he practiced slewing the camera to capture the action.
او تمرین میکرد دوربین را بچرخاند تا عمل را ضبط کند.
the slewing mechanism needs regular maintenance to function properly.
مکانیسم چرخش برای عملکرد صحیح نیاز به نگهداری منظم دارد.
she was slewing the map to find the best route.
او داشت نقشه را می چرخاند تا بهترین مسیر را پیدا کند.
the construction crew is responsible for slewing the equipment.
تیم ساختمانی مسئولیت چرخاندن تجهیزات را دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید