slewing

[ایالات متحده]/ˈsluːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsluːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جهت‌یابی سریع؛ هدف‌گیری سریع
v. چرخاندن یا چرخش

عبارات و ترکیب‌ها

slewing motion

حرکت چرخشی

slewing gear

چرخ دنده چرخشی

slewing drive

درایو چرخشی

slewing crane

کرین چرخشی

slewing angle

زاویه چرخش

slewing platform

پلتفرم چرخشی

slewing mechanism

مکانیزم چرخشی

slewing axis

محور چرخشی

slewing range

محدوده چرخش

slewing system

سیستم چرخشی

جملات نمونه

the crane is slewing to position the load accurately.

بالابر در حال چرخیدن است تا بار را به طور دقیق در موقعیت قرار دهد.

we need to adjust the slewing angle for better stability.

ما نیاز داریم زاویه چرخش را برای پایداری بیشتر تنظیم کنیم.

the operator is skilled at slewing the machinery smoothly.

اپراتور در چرخاندن ماشین‌آلات به طور روان مهارت دارد.

slewing the telescope helped us see the stars more clearly.

چرخاندن تلسکوپ به ما کمک کرد تا ستارگان را واضح‌تر ببینیم.

they were slewing the vehicle to navigate through the tight space.

آنها وسیله نقلیه را برای عبور از فضای تنگ می‌چرخاندند.

the wind was slewing the ship off course.

باد باعث انحراف کشتی از مسیر شد.

he practiced slewing the camera to capture the action.

او تمرین می‌کرد دوربین را بچرخاند تا عمل را ضبط کند.

the slewing mechanism needs regular maintenance to function properly.

مکانیسم چرخش برای عملکرد صحیح نیاز به نگهداری منظم دارد.

she was slewing the map to find the best route.

او داشت نقشه را می‌ چرخاند تا بهترین مسیر را پیدا کند.

the construction crew is responsible for slewing the equipment.

تیم ساختمانی مسئولیت چرخاندن تجهیزات را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید