price fixing
دستکاری قیمتها
fixing agent
عامل تثبیت
fixing device
رفع دستگاه
position fixing
رفع موقعیت
fixing bolt
پیچ نگهدارنده
fixing bath
رفع وان حمام
fixing the notice to the board with tacks.
چسباندن اطلاعیه به تخته با میخ
Laura was fixing her hair.
لورا داشت موهایش را مرتب میکرد.
you're fixing to get into trouble.
تو در حال حاضر در آستانه ایجاد مشکل هستی.
He is fixing to go hunting.
او در حال حاضر قصد دارد به شکار برود.
The mechanics of fixing a car are very long.
مکانیک تعمیر خودرو بسیار طولانی است.
We were fixing to leave without you.
ما قصد داشتیم بدون شما از اینجا برویم.
have all the fixings ready before starting.
قبل از شروع، تمام مواد لازم را آماده داشته باشید.
no point in fixing the gate, it'll see me out.
هیچ فایدهای در تعمیر دروازه نیست، مرا از بین میبرد.
Why not let me have a crack at fixing the kettle?
چرا به من اجازه ندهید سعی کنم کتری را تعمیر کنم؟
Please help me in fixing the washing-machine.
لطفا به من در تعمیر ماشین لباسشویی کمک کنید.
The builder gave an approximate cost for fixing the roof.
سازنده هزینه تقریبی برای تعمیر سقف ارائه داد.
by fixing the band lower down you obtain a fuller drape in the fabric.
با ثابت کردن نوار پایینتر، شما یک افتادگی کاملتر در پارچه به دست میآورید.
I’m going to have a bash at fixing the car myself.
من قصد دارم خودم سعی کنم ماشین را تعمیر کنم.
These agencies specialize in fixing inaccurate or unverifiable information on financial reports.
این سازمانها در رفع اطلاعات نادرست یا غیرقابل تأیید در گزارشهای مالی تخصص دارند.
gave me bum advice; did a bum job of fixing the car.
به من توصیه های نادرست داد؛ کار تعمیر ماشین را به درستی انجام نداد.
Julie is in her element with anything mechanical. She just loves fixing things.
جولی در هر کاری که به مکانیک مربوط میشود، در اوج است. او فقط عاشق تعمیر وسایل است.
He’s all thumbs when it comes to fixing machines.
وقتی صحبت از تعمیر ماشین میشود، او دست و پا چلفتی است.
To reoperate with suitable fixing material and bong grafting is a effective method to treating nonunion of postoperative focile fractures.
استفاده مجدد از مواد تثبیت کننده مناسب و پیوند با استفاده از بونگ یک روش موثر برای درمان شکستگی های پس از عمل جراحی است.
Do you know anything about fixing radiators?
آیا در مورد تعمیر رادیاتورها چیزی میدانید؟
منبع: Friends Season 1 (Edited Version)You can't be so mad at Mom if you're fixing stuff for her.
اگر در حال تعمیر وسایل برای مادرت هستید، نمیتوانید زیاد عصبانی باشید.
منبع: Our Day This Season 1So in this case, we're not fixing the money supply.
بنابراین در این مورد، ما عرضه پولی را تعمیر نمیکنیم.
منبع: Monetary Banking (Video Version)The plaster on the walls is falling off. This place definitely needs some fixing.
کمی گچ روی دیوارها در حال ریختن است. این مکان به طور قطع به تعمیر نیاز دارد.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500Is there any chance of fixing it? ”
آیا شانسی برای تعمیر آن وجود دارد؟
منبع: Harry Potter and the Prisoner of AzkabanPlumbing, if you don't know, plumbing means fixing a toilet or fixing things with water pipes.
لوله کشی، اگر نمیدانید، لوله کشی به معنای تعمیر توالت یا تعمیر وسایل با لوله های آب است.
منبع: IELTS Speaking Preparation GuideMike did a competent job, fixing my car.
مایک کارش را به خوبی انجام داد و ماشین من را تعمیر کرد.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionThey charged me $500 for fixing the television.
آنها 500 دلار برای تعمیر تلویزیون از من گرفتند.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000I was fixing to call the National Guard.
من قصد داشتم نیروهای گارد ملی را احضار کنم.
منبع: Go blank axis versionMr. Wang is fixing his car.
آقای وانگ در حال تعمیر ماشینش است.
منبع: Lai Shih-Hsiung's Beginner American English (Volume 1)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید