sley

[ایالات متحده]/sleɪ/
[بریتانیا]/sleɪ/

ترجمه

n. نوعی ابزار بافندگی که در دارها استفاده می‌شود؛ قسمتی از دار که نخ‌های تار را در جای خود نگه می‌دارد

عبارات و ترکیب‌ها

sleying machine

ماشین سلی

sley weight

وزنه سلی

sley hook

قلاب سلی

sley beam

بار سلی

sley bar

میله سلی

sley guide

راهنمای سلی

sley shuttle

شاتل سلی

sley thread

نخ سلی

sley loom

تکمیل بافت

جملات نمونه

she decided to sley her old clothes to make room for new ones.

او تصمیم گرفت لباس‌های قدیمی خود را برش دهد تا جایگزین لباس‌های جدید کند.

he used a sley to weave the beautiful fabric.

او از یک چرخک برای بافت پارچه زیبا استفاده کرد.

the artist will sley the yarn to create a unique tapestry.

هنرمند از نخ برای ایجاد یک گلدان منحصربه‌فرد استفاده خواهد کرد.

learning to sley properly is essential for any weaver.

یادگیری نحوه برش صحیح برای هر بافنده ضروری است.

she demonstrated how to sley the threads for the project.

او نحوه برش نخ‌ها برای پروژه را نشان داد.

he prefers to sley his projects with precision and care.

او ترجیح می‌دهد پروژه‌های خود را با دقت و مراقبت برش دهد.

the workshop taught participants how to sley effectively.

کارگاه به شرکت کنندگان نحوه برش موثر را آموزش داد.

to create a strong fabric, you must sley tightly.

برای ایجاد یک پارچه قوی، باید محکم برش دهید.

she learned to sley in her grandmother's weaving class.

او یاد گرفت که در کلاس بافت مادربزرگش چگونه برش دهد.

he always sleyed his work with a creative touch.

او همیشه با یک لمس خلاقانه برش می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید