slicknesses

[ایالات متحده]/ˈslɪk.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈslɪk.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت نرم یا لیز بودن؛ زیرکی یا مهارت در دستیابی به چیزی؛ تملق یا زبان قانع‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

smooth slicknesses

برقی نرم

high slicknesses

برقی زیاد

varied slicknesses

برقی متنوع

unexpected slicknesses

برقی غیرمنتظره

surface slicknesses

برقی سطحی

different slicknesses

برقی متفاوت

natural slicknesses

برقی طبیعی

artificial slicknesses

برقی مصنوعی

excess slicknesses

برقی اضافی

variable slicknesses

برقی متغیر

جملات نمونه

his slicknesses in negotiations impressed everyone.

مهارت‌های ظریف او در مذاکرات، همه را تحت تأثیر قرار داد.

the slicknesses of the new software make it user-friendly.

ظرافت‌های نرم‌افزار جدید آن را کاربرپسند می‌کند.

she admired the slicknesses of his presentation style.

او شیوه ارائه او را با ظرافت و مهارت تحسین کرد.

they praised the slicknesses of the marketing campaign.

آنها از ظرافت‌های کمپین بازاریابی قدردانی کردند.

his slicknesses in handling difficult situations are commendable.

مهارت‌های او در مدیریت شرایط دشوار قابل تحسین است.

the slicknesses of the car's design caught everyone's attention.

طراحی ظریف خودرو توجه همه را جلب کرد.

her slicknesses in writing made the article engaging.

ظرافت‌های او در نوشتن باعث جذابیت مقاله شد.

the slicknesses of the dance moves impressed the judges.

ظرافت حرکات رقص داوران را تحت تأثیر قرار داد.

his slicknesses in coding set him apart from his peers.

مهارت‌های او در کدنویسی او را از همسالانش متمایز کرد.

the slicknesses of the athlete's performance were remarkable.

ظرافت عملکرد ورزشکار قابل توجه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید