slivering

[ایالات متحده]/ˈslɪv.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslɪv.ɚ.ɪŋ/

ترجمه

n. عیب در سطح ورق‌ها یا نوارهای نورد گرم

عبارات و ترکیب‌ها

slivering knife

چاقوی نازک‌کن

slivering vegetables

برش دادن نازک سبزیجات

slivering cheese

برش دادن نازک پنیر

slivering meat

برش دادن نازک گوشت

slivering fruit

برش دادن نازک میوه

slivering herbs

برش دادن نازک سباوسات

slivering onion

برش دادن نازک پیاز

slivering garlic

برش دادن نازک سیر

slivering chocolate

برش دادن نازک شکلات

slivering bread

برش دادن نازک نان

جملات نمونه

she was slivering the cucumber for the salad.

او خیار را برای سالاد برش می‌زد.

he watched the snake slivering through the grass.

او مار را در حال حرکت در چمن‌ها تماشا کرد.

the chef is slivering the carrots for the stir-fry.

سرآشپز هویج‌ها را برای سرخ‌کردنی برش می‌زد.

she enjoys slivering fruit for her desserts.

او از برش دادن میوه برای دسر لذت می‌برد.

the child was slivering the paper for his art project.

کودک کاغذ را برای پروژه هنری خود برش می‌زد.

he was slivering the bread to make sandwiches.

او نان را برای درست کردن ساندویچ برش می‌زد.

slivering the onion made him cry.

برش زدن پیاز باعث شد او گریه کند.

she spent the afternoon slivering vegetables for the soup.

او بعد از ظهر را به برش دادن سبزیجات برای سوپ گذراند.

the artist was slivering the canvas to create a new piece.

هنرمند بوم را برش می‌زد تا یک اثر جدید ایجاد کند.

he was slivering the cheese for the platter.

او پنیر را برای ظرف برش می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید