long slogs
ماراتنهای طولانی
daily slogs
ماراتنهای روزانه
hard slogs
ماراتنهای سخت
tireless slogs
ماراتنهای بیوقفه
endless slogs
ماراتنهای بیپایان
heavy slogs
ماراتنهای سنگین
brutal slogs
ماراتنهای وحشیانه
long-distance slogs
ماراتنهای طولانیمسافت
challenging slogs
ماراتنهای چالشبرانگیز
grueling slogs
ماراتنهای طاقتفرسا
he slogs through the snow every morning to get to work.
او هر روز صبح در برف تلاش میکند تا به سر کار برسد.
she slogs away at her studies to achieve her goals.
او برای رسیدن به اهدافش سخت در تلاش برای تحصیلات خود است.
the team slogs through the project to meet the deadline.
تیم برای رسیدن به مهلت مقرر، پروژه را با تلاش پشت سر میگذارد.
after a long day, he still slogs through his workout routine.
بعد از یک روز طولانی، او هنوز هم برنامه ورزشی خود را با تلاش پشت سر میگذارد.
they slogs through the mud during the marathon.
آنها در طول ماراتن از میان گل عبور میکنند.
she slogs through her chores every weekend.
او آخر هفتهها کارهای خانه را با تلاش انجام میدهد.
he often slogs through the traffic to reach home.
او اغلب برای رسیدن به خانه از میان ترافیک عبور میکند.
the students slogs through the final exam preparation.
دانشجویان برای آمادگی امتحان نهایی با تلاش زیاد مطالعه میکنند.
she slogs through the details of the report to ensure accuracy.
او برای اطمینان از صحت، جزئیات گزارش را با تلاش بررسی میکند.
he slogs through the long hours at the factory.
او ساعتهای طولانی را در کارخانه با تلاش پشت سر میگذارد.
long slogs
ماراتنهای طولانی
daily slogs
ماراتنهای روزانه
hard slogs
ماراتنهای سخت
tireless slogs
ماراتنهای بیوقفه
endless slogs
ماراتنهای بیپایان
heavy slogs
ماراتنهای سنگین
brutal slogs
ماراتنهای وحشیانه
long-distance slogs
ماراتنهای طولانیمسافت
challenging slogs
ماراتنهای چالشبرانگیز
grueling slogs
ماراتنهای طاقتفرسا
he slogs through the snow every morning to get to work.
او هر روز صبح در برف تلاش میکند تا به سر کار برسد.
she slogs away at her studies to achieve her goals.
او برای رسیدن به اهدافش سخت در تلاش برای تحصیلات خود است.
the team slogs through the project to meet the deadline.
تیم برای رسیدن به مهلت مقرر، پروژه را با تلاش پشت سر میگذارد.
after a long day, he still slogs through his workout routine.
بعد از یک روز طولانی، او هنوز هم برنامه ورزشی خود را با تلاش پشت سر میگذارد.
they slogs through the mud during the marathon.
آنها در طول ماراتن از میان گل عبور میکنند.
she slogs through her chores every weekend.
او آخر هفتهها کارهای خانه را با تلاش انجام میدهد.
he often slogs through the traffic to reach home.
او اغلب برای رسیدن به خانه از میان ترافیک عبور میکند.
the students slogs through the final exam preparation.
دانشجویان برای آمادگی امتحان نهایی با تلاش زیاد مطالعه میکنند.
she slogs through the details of the report to ensure accuracy.
او برای اطمینان از صحت، جزئیات گزارش را با تلاش بررسی میکند.
he slogs through the long hours at the factory.
او ساعتهای طولانی را در کارخانه با تلاش پشت سر میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید