slogs

[ایالات متحده]/slɒɡz/
[بریتانیا]/slɔɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت ضربه زدن یا کوبیدن; سخت کار کردن یا با تلاش; با جدیت زحمت کشیدن یا کار کردن; تعیین برنده بین رقبا

عبارات و ترکیب‌ها

long slogs

ماراتن‌های طولانی

daily slogs

ماراتن‌های روزانه

hard slogs

ماراتن‌های سخت

tireless slogs

ماراتن‌های بی‌وقفه

endless slogs

ماراتن‌های بی‌پایان

heavy slogs

ماراتن‌های سنگین

brutal slogs

ماراتن‌های وحشیانه

long-distance slogs

ماراتن‌های طولانی‌مسافت

challenging slogs

ماراتن‌های چالش‌برانگیز

grueling slogs

ماراتن‌های طاقت‌فرسا

جملات نمونه

he slogs through the snow every morning to get to work.

او هر روز صبح در برف تلاش می‌کند تا به سر کار برسد.

she slogs away at her studies to achieve her goals.

او برای رسیدن به اهدافش سخت در تلاش برای تحصیلات خود است.

the team slogs through the project to meet the deadline.

تیم برای رسیدن به مهلت مقرر، پروژه را با تلاش پشت سر می‌گذارد.

after a long day, he still slogs through his workout routine.

بعد از یک روز طولانی، او هنوز هم برنامه ورزشی خود را با تلاش پشت سر می‌گذارد.

they slogs through the mud during the marathon.

آنها در طول ماراتن از میان گل عبور می‌کنند.

she slogs through her chores every weekend.

او آخر هفته‌ها کارهای خانه را با تلاش انجام می‌دهد.

he often slogs through the traffic to reach home.

او اغلب برای رسیدن به خانه از میان ترافیک عبور می‌کند.

the students slogs through the final exam preparation.

دانشجویان برای آمادگی امتحان نهایی با تلاش زیاد مطالعه می‌کنند.

she slogs through the details of the report to ensure accuracy.

او برای اطمینان از صحت، جزئیات گزارش را با تلاش بررسی می‌کند.

he slogs through the long hours at the factory.

او ساعت‌های طولانی را در کارخانه با تلاش پشت سر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید