slowings

[ایالات متحده]/sləuiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش سرعت؛
n. کندی، کاهش سرعت.

عبارات و ترکیب‌ها

slowing down

کاهش سرعت

gradually slowing

کاهش تدریجی

slowing the pace

کاهش سرعت

slowing economic growth

کاهش رشد اقتصادی

slowing traffic

کاهش ترافیک

slowing the spread

کاهش انتشار

slowing down production

کاهش تولید

جملات نمونه

The roadworks are slowing the traffic up in the mornings.

کارهای جاده‌ای باعث کاهش سرعت ترافیک در صبح‌ها می‌شوند.

The car negotiated the sharp curve by slowing down.

ماشین با کاهش سرعت، پیچ تیز را با موفقیت طی کرد.

Objective To investingate the clinical effect of Shenkang injection in treating chronic renal failure and control process of it,slowing down and decreasing the numbers of dialyses.

هدف: بررسی اثرات بالینی تزریق شنکنگ در درمان نارسایی مزمن کلیه و کنترل روند آن، کاهش سرعت و تعداد دیالیزها.

One is the critical slowing down at the edges of tristable region and the bifurcation, and their critical exponent is calculated;

یکی کاهش سرعت بحرانی در لبه‌های ناحیه سه حالتی و نقطه شاخه زایی است، و توان بحرانی آنها محاسبه می‌شود.

If I could find some way of slowing my father down—he's taking on far too much work.

اگر می‌توانستم راهی برای کاهش سرعت پدرم پیدا کنم - او کار زیادی را بر عهده می‌گیرد.

They also face falling roundwood quotas from pulp and paper factories, slowing peeler log demand, declining sawlog exports and increasing difficulty securing lines of credit.

آنها همچنین با کاهش سهمیه چوب گرد در کارخانه‌های خمیر و کاغذ، کاهش تقاضای برای لاگ‌های پوست‌کنده، کاهش صادرات لاگ‌های نردی و افزایش دشواری در تأمین خطوط اعتباری مواجه هستند.

The combination of rising inflation and slowing growth may bear a worrying resemblance to the stagflationary 1970s, but there has been a sea-change in advanced economies since then.

ترکیبی از تورم رو به افزایش و رشد کند ممکن است شباهت نگران کننده ای به دهه 1970 با تورم رکود داشته باشد، اما از آن زمان تغییرات اساسی در اقتصادهای توسعه یافته رخ داده است.

نمونه‌های واقعی

Researchers theorize that this also causes a slowing of the aging process.

محققان نظریه پردازی می کنند که این موضوع همچنین باعث کاهش سرعت روند پیری می شود.

منبع: TED-Ed (video version)

Its population loss appears to be slowing.

به نظر می رسد کاهش جمعیت آن در حال کاهش است.

منبع: VOA Special English: World

What's going on? Why are we slowing down?

چه خبر است؟ چرا ما در حال کاهش سرعت هستیم؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

" Relax, Bella." He rolled his eyes, still not slowing.

«ریلکس، بِلّا.» او چشمانش را چرخاند، هنوز سرعتش را کم نکرد.

منبع: Twilight: Eclipse

But growth rates around the world have been slowing.

اما نرخ رشد در سراسر جهان در حال کاهش بوده است.

منبع: This month VOA Special English

Mum, why is he slowing down?

مامان، چرا او دارد سرعتش را کم می‌کند؟

منبع: Go blank axis version

Over long time scales, Earth's rotation is actually slowing down.

در طول زمان‌های طولانی، چرخش زمین در واقعیت در حال کاهش سرعت است.

منبع: PBS Fun Science Popularization

The RT-PCR tests are currently slowing laboratories to a crawl.

آزمایشات RT-PCR در حال حاضر آزمایشگاه‌ها را به حالت تعلل درآورده است.

منبع: Time

But NOAA says the circulation has been slowing since the mid-1990s.

اما NOAA می‌گوید گردش از اواسط دهه 1990 در حال کاهش بوده است.

منبع: VOA Special English: World

You know, I think everybody can see that things are slowing down.

می‌دانید، فکر می‌کنم همه می‌توانند ببینند که اوضاع در حال کاهش سرعت است.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید