smackhead

[ایالات متحده]/ˈsmækˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈsmækˌhɛd/

ترجمه

n. فردی که به هروئین معتاد است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

smackhead addict

اعتیاد به مواد مخدر

smackhead lifestyle

سبک زندگی اعتیادآور

smackhead behavior

رفتار اعتیادآور

smackhead friends

دوستان اعتیادآور

smackhead issues

مشکلات اعتیادآور

smackhead crisis

بحران اعتیادآور

smackhead culture

فرهنگ اعتیادآور

smackhead community

جامعه اعتیادآور

smackhead image

تصویر اعتیادآور

smackhead life

زندگی اعتیادآور

جملات نمونه

he was known as a smackhead in the neighborhood.

او به عنوان یک مصرف‌کننده مواد مخدر در محله شناخته می‌شد.

she lost her job because she was a smackhead.

او به دلیل اینکه یک مصرف‌کننده مواد مخدر بود، شغل خود را از دست داد.

many people struggle with addiction and become smackheads.

بسیاری از مردم با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کنند و به مصرف‌کننده مواد مخدر تبدیل می‌شوند.

the documentary highlighted the life of a former smackhead.

مستند زندگی یک مصرف‌کننده سابق مواد مخدر را برجسته کرد.

his friends tried to help him get away from being a smackhead.

دوستانش سعی کردند به او کمک کنند تا از مصرف مواد مخدر دور شود.

being a smackhead can lead to serious health issues.

مصرف مواد مخدر می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

she went to rehab to overcome her smackhead lifestyle.

او برای غلبه بر سبک زندگی مصرف مواد مخدر به کلینیک ترک اعتیاد رفت.

the community organized a program to support former smackheads.

جامعه یک برنامه برای حمایت از مصرف‌کنندگان سابق مواد مخدر سازماندهی کرد.

it's heartbreaking to see someone turn into a smackhead.

دیدن اینکه کسی به مصرف‌کننده مواد مخدر تبدیل می‌شود، دلخراش است.

he promised his family he would never become a smackhead.

او به خانواده‌اش قول داد که هرگز به مصرف‌کننده مواد مخدر تبدیل نخواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید