smeltery

[ایالات متحده]/ˈsmɛltəri/
[بریتانیا]/ˈsmɛltəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محلی که فلز از سنگ معدن آن با فرایندی شامل گرم کردن و ذوب استخراج می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

smeltery operation

عمل پالایش

smeltery process

فرآیند پالایش

smeltery furnace

اتاقک پالایش

smeltery management

مدیریت پالایش

smeltery materials

مواد پالایش

smeltery equipment

تجهیزات پالایش

smeltery output

خروجی پالایش

smeltery industry

صنعت پالایش

smeltery design

طراحی پالایش

smeltery technology

فناوری پالایش

جملات نمونه

the smeltery is essential for processing metal ores.

کارخانه ذوب فلز برای فرآوری سنگ آهن ضروری است.

workers in the smeltery must wear protective gear.

کارگران در کارخانه ذوب فلز باید از تجهیزات محافظتی استفاده کنند.

the smeltery emits fumes that need to be controlled.

کارخانه ذوب فلز دودهایی منتشر می کند که باید کنترل شوند.

we visited the smeltery to learn about the production process.

ما از کارخانه ذوب فلز بازدید کردیم تا در مورد فرآیند تولید اطلاعات کسب کنیم.

the smeltery operates at high temperatures to melt metals.

کارخانه ذوب فلز در دماهای بالا برای ذوب فلزات کار می کند.

safety regulations are crucial in a smeltery environment.

قوانین ایمنی در محیط کارخانه ذوب فلز بسیار مهم هستند.

the smeltery has recently upgraded its equipment.

کارخانه ذوب فلز اخیراً تجهیزات خود را ارتقا داده است.

efficient operations in the smeltery can reduce costs.

عملکرد کارآمد در کارخانه ذوب فلز می تواند هزینه ها را کاهش دهد.

environmental impact assessments are required for the smeltery.

ارزیابی های اثرات زیست محیطی برای کارخانه ذوب فلز مورد نیاز است.

the smeltery plays a vital role in the metal industry.

کارخانه ذوب فلز نقش حیاتی در صنعت فلزات ایفا می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید