leerer

[ایالات متحده]/liə/
[بریتانیا]/liər/

ترجمه

vi. به کسی به طور پیشنهادآمیز یا خصمانه نگاه کردن
vt. با نگاه خود وسوسه کردن
adj. بسیار گرسنه؛ گرسنه؛ بی‌وزن
n. نگاه بازیگوش؛ نگاه پیشنهادآمیز

عبارات و ترکیب‌ها

leerer raum

فضای خالی

leerer blick

نگاه خالی

leerer stuhl

صندلی خالی

leerer platz

فضای خالی

leerer ausdruck

حالت چهره بی‌احساس

leerer koffer

چمدان خالی

leerer teller

سینی خالی

leerer becher

لیوان خالی

leerer bildschirm

صفحه خالی

جملات نمونه

he seemed leerer than usual today.

او امروز به طور غیرمعمول‌تری خالی به نظر می‌رسید.

the lecture left me feeling leerer than before.

سخنرانی باعث شد احساس کنم از قبل خالی‌ترم.

after the breakup, she felt leerer inside.

پس از جدایی، او احساس کرد درونش خالی‌تر است.

his leerer expression worried his friends.

حالت خالی چهره‌اش دوستانش را نگران کرد.

the room felt leerer without any furniture.

بدون هیچ مبلمانی، اتاق خالی‌تر به نظر می‌رسید.

she tried to fill her leerer days with activities.

او سعی کرد روزهای خالی‌اش را با فعالیت‌ها پر کند.

his leerer voice echoed in the empty hall.

صدای خالی‌اش در تالار خالی طنین‌انداز شد.

they noticed his leerer demeanor during the meeting.

آنها رفتار خالی او را در طول جلسه متوجه شدند.

the leerer landscape made her feel lonely.

منظره خالی باعث شد او احساس تنهایی کند.

he tried to hide his leerer thoughts from others.

او سعی کرد افکار خالی خود را از دیگران پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید