smirkers

[ایالات متحده]//ˈsmɜːkəz//
[بریتانیا]//ˈsmɜːrkərz//

ترجمه

n. جمع smirker؛ افرادی که با نگاهی بسیار خودخواهانه یا غمگین می‌خندند.

عبارات و ترکیب‌ها

the smirkers

خنده‌های خودخواه

self-satisfied smirkers

خنده‌های خودخواه و راضی

جملات نمونه

the arrogant smirkers in the front row annoyed the professor.

خنگ‌های خودخواه در ردیف جلو دکتر را ناراحت کردند.

identifying the smirkers in the crowd was easier than expected.

شناسایی خنگ‌های خودخواه در جمع از آنچه که انتظار می‌رفت آسان‌تر بود.

the comedian immediately spotted the smirkers near the stage.

کمدیان به سرعت خنگ‌های خودخواه نزدیک پرده را شناسایی کرد.

a group of smirkers gathered outside the principal's office.

گروهی از خنگ‌های خودخواه در بیرون از دفتر رییس جمع شدند.

nothing frustrates a teacher more than defiant smirkers.

هیچ چیز معلم را بیشتر از خنگ‌های خودخواه بی‌تفاهم نمی‌کند.

the jury did not trust the smirkers during the testimony.

شورای دادگاه در حین گواهی‌گویی به خنگ‌های خودخواه اعتماد نکرد.

she ignored the smirkers and continued her presentation.

او خنگ‌های خودخواه را نادیده گرفت و ارائه‌اش را ادامه داد.

the movie featured several villains who were classic smirkers.

فیلم چندین نقش‌آفرین خبیث که خنگ‌های خودخواه کلاسیک بودند را نمایش داد.

we watched the smirkers fail miserably at the challenge.

ما خنگ‌های خودخواه را در چالش با شکست بسیار بد دیدیم.

his speech was met with criticism from political smirkers.

خطابه‌اش از سوی خنگ‌های خودخواه سیاسی مورد انتقاد قرار گرفت.

the investigation revealed several smirkers behind the fraud.

تحقيقات چند خنگ‌های خودخواه پشت فساد را آشکار کرد.

chronic smirkers often struggle to appear sincere in photos.

خنگ‌های خودخواه مزمن اغلب در عکس‌ها نشان دادن صداقت را دشوار می‌یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید