smithy

[ایالات متحده]/'smɪðɪ/
[بریتانیا]/'smɪθi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگاهی که آهنگری در آن کار می‌کند، یا خود آهنگر.

جملات نمونه

Are there many smithies in your neighbourhood?

آیا آهنگرهای زیادی در محله شما وجود دارد؟

The blacksmith worked in the old smithy.

نجار در آهنگری قدیمی کار می‌کرد.

The sound of hammering echoed from the smithy.

صدای آهنگ زدن از آهنگری طنین‌انداز بود.

The smithy was filled with the smell of burning coal.

آهنگری پر از بوی زغال سوخته بود.

The village had a small but busy smithy.

دهکده یک آهنگری کوچک اما پرجنب‌وجوش داشت.

The blacksmith forged a beautiful horseshoe in the smithy.

نجار یک سمبل زیبا را در آهنگری آهنگ کرد.

The smithy was the heart of the village's economy.

آهنگری قلب اقتصاد روستا بود.

The smithy's door creaked as it swung open.

در آهنگری با باز شدن، جیرجیر می‌کرد.

The smithy was a place of hard work and skilled craftsmanship.

آهنگری مکانی برای کار سخت و مهارت‌های دستی بود.

The smithy's anvil rang out with each strike of the hammer.

هر ضربه چکش، سندان آهنگری را به صدا در می‌آورد.

The village blacksmith learned his trade in the local smithy.

آهنگر روستا تجارت خود را در آهنگری محلی آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید