smocks

[ایالات متحده]/smɒks/
[بریتانیا]/smɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس‌های کار

عبارات و ترکیب‌ها

colorful smocks

سِمُک‌های رنگارنگ

child's smocks

سِمُک‌های کودکانه

art smocks

سِمُک‌های هنری

paint smocks

سِمُک‌های نقاشی

smocks for kids

سِمُک‌های مخصوص کودکان

smocks for artists

سِمُک‌های مخصوص هنرمندان

smocks and aprons

سِمُک و پیشبند

smocks in classrooms

سِمُک در کلاس‌های درس

smocks for painting

سِمُک برای نقاشی

smocks for crafts

سِمُک برای صنایع دستی

جملات نمونه

the children wore colorful smocks during the art class.

کودکان در طول کلاس هنر، دامن‌های رنگارنگی پوشیدند.

she bought new smocks for her painting workshop.

او دامن‌های جدیدی برای کارگاه نقاشی خود خرید.

the chef's smocks were stained with various sauces.

دامن‌های آشپز با انواع سس‌ها لکه‌دار شده بودند.

they sell smocks in different sizes and colors.

آنها دامن‌ها را در اندازه‌ها و رنگ‌های مختلف می‌فروشند.

he prefers wearing smocks when he works on his pottery.

او ترجیح می‌دهد وقتی روی سفالگری خود کار می‌کند، دامن بپوشد.

the school requires students to wear smocks during science experiments.

مدرسه از دانش‌آموزان می‌خواهد در طول آزمایش‌های علمی دامن بپوشند.

her smocks are designed to be both functional and stylish.

دامن‌های او به گونه‌ای طراحی شده‌اند که هم کاربردی و هم شیک باشند.

smocks are essential for keeping clothes clean while crafting.

دامن‌ها برای تمیز نگه داشتن لباس‌ها هنگام ساخت و ساز ضروری هستند.

the artist has a collection of vintage smocks.

هنرمند مجموعه‌ای از دامن‌های قدیمی دارد.

many professionals wear smocks in their respective fields.

بسیاری از متخصصان در زمینه‌های مربوط به خود دامن می‌پوشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید