smuggest

[ایالات متحده]/smʌɡ/
[بریتانیا]/smʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خودراضی به طور آرام؛ داشتن یا نشان دادن افتخار بیش از حد در خود یا دستاوردهای خود. مقایسه‌ای: خودراضی‌تر، عالی‌ترین: خودراضی‌ترین.

عبارات و ترکیب‌ها

smug expression

حالت خودپسندی

smug smile

لبخند خودپسنده

جملات نمونه

he was feeling smug after his win.

او بعد از برد خود احساس سربلندی می‌کرد.

he attacked the media's smug superiority.

او به برتری متکبرانه رسانه ها حمله کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید