smutches

[ایالات متحده]/ˈsmʌtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈsmʌtʃɪz/

ترجمه

vt. کثیف کردن یا مالیدن
n. لکه یا مالیدگی کثیفی

عبارات و ترکیب‌ها

smutches on paper

لکه‌های روی کاغذ

remove smutches quickly

به سرعت لکه‌ها را پاک کنید

smutches from hands

لکه‌های روی دست

clean smutches easily

به راحتی لکه‌ها را تمیز کنید

smutches on clothes

لکه‌های روی لباس

avoid smutches completely

به طور کامل از لکه‌ها جلوگیری کنید

smutches on walls

لکه‌های روی دیوار

detect smutches early

لکه‌ها را زود تشخیص دهید

smutches in ink

لکه‌های جوهر

smutches on glass

لکه‌های روی شیشه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید