snakebite

[ایالات متحده]/'sneɪkbaɪt/
[بریتانیا]/'snek'baɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیب ناشی از نیش یک مار، به ویژه یک مار زهرآگین

عبارات و ترکیب‌ها

venomous snakebite

گزش مار سمی

snakebite symptoms

علائم گزش مار

snakebite treatment

درمان گزش مار

anti-venom for snakebite

ضد سم برای گزش مار

preventing snakebites

جلوگیری از گزش مار

snakebite first aid

کمک های اولیه برای گزش مار

جملات نمونه

an antidote for snakebite;

یک درمان برای گزش مار;

she scarified the snakebite with a paring knife.

او با یک چاقوی پوسته‌گیری، گازگرفتگی مار را خراشید.

He suffered a snakebite while hiking in the woods.

او در حین پیاده‌روی در جنگل دچار گاز گرفتن مار شد.

The hiker was rushed to the hospital after a snakebite.

بعد از گاز گرفتگی مار، کوهنورد به سرعت به بیمارستان منتقل شد.

Wearing protective gear can prevent snakebites.

استفاده از تجهیزات محافظتی می‌تواند از گاز گرفتگی مار جلوگیری کند.

The venomous snakebite required immediate medical attention.

گاز گرفتن مار سمی نیاز به توجه فوری پزشکی داشت.

He was lucky to survive the deadly snakebite.

او خوش‌شانس بود که از گاز گرفتن مار کشنده جان سالم به در برد.

The snakebite left a deep wound on his leg.

گاز گرفتن مار یک زخم عمیق در پای او ایجاد کرد.

She panicked when she saw the snakebite on her arm.

وقتی او گاز گرفتن مار را روی بازوی خود دید، وحشت کرد.

The snakebite caused swelling and pain in his hand.

گاز گرفتن مار باعث تورم و درد در دست او شد.

Applying pressure to the snakebite can help slow down the spread of venom.

اعمال فشار روی گاز گرفتن مار می‌تواند به کند کردن انتشار سم کمک کند.

They always carry a snakebite kit when hiking in the wilderness.

آنها همیشه هنگام پیاده‌روی در طبیعت وحشی یک کیت گاز گرفتن مار به همراه دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید