fangs

[ایالات متحده]/fæŋz/
[بریتانیا]/fæŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (دندان‌های بلند و تیز سگ‌ها و گرگ‌ها؛ دندان‌های زهرآگین مارها)؛ دندان‌های بلند و تیز، به‌ویژه دندان‌های سگ‌ها و گرگ‌ها؛ دندان‌های زهرآگین مارها؛ دندان‌های تیز؛ انتهای نوک‌تیز اشیاء
v. با دندان‌های تیز گاز گرفتن؛ تجهیز کردن به چیزی تیز

عبارات و ترکیب‌ها

sharp fangs

دندان‌های تیز

vampire fangs

دندان‌های خون‌آشیده

snake fangs

دندان‌های مار

long fangs

دندان‌های بلند

hidden fangs

دندان‌های پنهان

fangs bared

دندان‌های نمایان

fangs exposed

دندان‌های آشکار

animal fangs

دندان‌های حیوانی

fangs of fear

دندان‌های ترس

fangs ready

دندان‌های آماده

جملات نمونه

the snake showed its fangs when threatened.

زمینی مار وقتی تهدید می‌شود، دندان‌هایش را نشان می‌دهد.

some animals use their fangs to hunt prey.

برخی از حیوانات از دندان‌های خود برای شکار طعمه استفاده می‌کنند.

the vampire bared its fangs in the moonlight.

نامیرا در نور ماه دندان‌هایش را نمایان کرد.

fangs can be a sign of aggression in certain species.

دندان‌ها می‌توانند نشانه‌ای از پرخاشگری در برخی گونه‌ها باشند.

she was terrified when she saw the wolf's fangs.

وقتی دندان‌های گرگ را دید، وحشت‌زده شد.

fangs are essential for some predators to survive.

دندان‌ها برای زنده ماندن برخی از شکارچیان ضروری هستند.

the dentist examined his fangs during the check-up.

دندانپزشک در طول معاینه دندان‌های او را معاینه کرد.

fangs can vary greatly in size among different species.

اندازه دندان‌ها می‌تواند در بین گونه‌های مختلف بسیار متفاوت باشد.

she admired the fangs of the majestic tiger.

او دندان‌های ببر باشکوه را تحسین کرد.

the fangs of the spider are used to inject venom.

دندان‌های عنکبوت برای تزریق سم استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید