sharp fangs
دندانهای تیز
vampire fangs
دندانهای خونآشیده
snake fangs
دندانهای مار
long fangs
دندانهای بلند
hidden fangs
دندانهای پنهان
fangs bared
دندانهای نمایان
fangs exposed
دندانهای آشکار
animal fangs
دندانهای حیوانی
fangs of fear
دندانهای ترس
fangs ready
دندانهای آماده
the snake showed its fangs when threatened.
زمینی مار وقتی تهدید میشود، دندانهایش را نشان میدهد.
some animals use their fangs to hunt prey.
برخی از حیوانات از دندانهای خود برای شکار طعمه استفاده میکنند.
the vampire bared its fangs in the moonlight.
نامیرا در نور ماه دندانهایش را نمایان کرد.
fangs can be a sign of aggression in certain species.
دندانها میتوانند نشانهای از پرخاشگری در برخی گونهها باشند.
she was terrified when she saw the wolf's fangs.
وقتی دندانهای گرگ را دید، وحشتزده شد.
fangs are essential for some predators to survive.
دندانها برای زنده ماندن برخی از شکارچیان ضروری هستند.
the dentist examined his fangs during the check-up.
دندانپزشک در طول معاینه دندانهای او را معاینه کرد.
fangs can vary greatly in size among different species.
اندازه دندانها میتواند در بین گونههای مختلف بسیار متفاوت باشد.
she admired the fangs of the majestic tiger.
او دندانهای ببر باشکوه را تحسین کرد.
the fangs of the spider are used to inject venom.
دندانهای عنکبوت برای تزریق سم استفاده میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید