snakeheads

[ایالات متحده]/ˈsneɪkˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈsneɪkˌhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی که به خاطر بدن کشیده و طبیعت شکارچی خود شناخته می‌شود؛ سر یک مار؛ یک قاچاقچی مهاجر غیرقانونی، به ویژه از آسیا

عبارات و ترکیب‌ها

snakehead fish

ماهی اسنکهد

snakehead invasion

تهاجم اسنکهد

snakehead population

جمعیت اسنکهد

snakehead species

گونه‌های اسنکهد

snakehead control

کنترل اسنکهد

snakehead habitat

زیستگاه اسنکهد

snakehead fishing

ماهیگیری اسنکهد

snakehead removal

حذف اسنکهد

snakehead regulations

مقررات اسنکهد

جملات نمونه

the snakehead is known for its aggressive behavior.

ماهی مارپیچ به دلیل رفتار تهاجمی خود شناخته شده است.

many people fear snakeheads due to their sharp teeth.

بسیاری از مردم به دلیل دندان های تیزشان از ماهی مارپیچ می ترسند.

snakeheads can survive in low oxygen environments.

ماهی مارپیچ می تواند در محیط های کم اکسیژن زنده بماند.

fishermen often target snakeheads for their taste.

ماهیگیران اغلب ماهی مارپیچ را به دلیل طعم آن هدف قرار می دهند.

invasive snakeheads threaten local fish populations.

ماهی مارپیچ مهاجم، جمعیت ماهی های بومی را تهدید می کند.

some regions have strict regulations on snakehead fishing.

برخی مناطق مقررات سختگیرانه ای در مورد صید ماهی مارپیچ دارند.

people are concerned about the spread of snakeheads.

مردم نگران گسترش ماهی مارپیچ هستند.

snakeheads can reproduce rapidly in warm waters.

ماهی مارپیچ می تواند به سرعت در آب های گرم تولید مثل کند.

many aquarists enjoy keeping snakeheads in their tanks.

بسیاری از نگهداری کنندگان آکواریوم از نگهداری ماهی مارپیچ در مخازن خود لذت می برند.

research is being conducted on the impact of snakeheads.

تحقیقات در مورد تأثیر ماهی مارپیچ در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید