The script is snappily written, and uses Kinu and Mugi's overlapping voiceovers to generate the odd moment of humor or dramatic irony.
فیلمنامه به طرز جذابی نوشته شده و از همپوشانی صداهای کینو و موگی برای ایجاد لحظات عجیب و غریب طنز یا کنایه دراماتیک استفاده میکند.
منبع: Intermediate and advanced English short essay.The new steering group explained snappily to the residents that there was a newfangled camera available, activated by movement sensors, which sent the footage directly to the Internet.
گروه جدید هدایت به سرعت به ساکنان توضیح داد که یک دوربین جدید و نوآورانه در دسترس است که توسط حسگرهای حرکتی فعال شده و تصاویر را مستقیماً به اینترنت ارسال میکند.
منبع: A man named Ove decides to die.'You've been in the Force long enough to know that it is just those lovers of little bunnies that commit murder, ' his chief said snappily.
'شما مدت طولانی در نیروی [اسم نیرو] بودهاید و میدانید که فقط عاشقان خرگوشهای کوچک هستند که قتل انجام میدهند،' رئیسش به طرز مؤدبانهای گفت.
منبع: A handsome face.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید