snead the club
کلوب اسنِد
snead the ball
توپ اسنِد
snead grip
گریپ اسنِد
snead style
سبک اسنِد
snead swing
نوسان اسنِد
snead putter
پاتر اسنِد
snead technique
تکنیک اسنِد
snead approach
رویکرد اسنِد
snead follow-through
پایاندادن اسنِد
snead performance
عملکرد اسنِد
he tried to snead the ball past the defenders.
او سعی کرد توپ را از مدافعان عبور دهد.
she learned how to snead the club during her golf lessons.
او یاد گرفت چوب را در طول کلاسهای گلف خود چگونه عبور دهد.
the player managed to snead a goal in the last minute.
بازیکن موفق شد در دقیقه آخر یک گل عبور دهد.
he has a unique technique to snead the ball around obstacles.
او یک تکنیک منحصر به فرد برای عبور دادن توپ از موانع دارد.
during the match, she attempted to snead her opponent's strategy.
در طول مسابقه، او سعی کرد استراتژی حریف خود را عبور دهد.
he often sneads his way into conversations.
او اغلب با عبور دادن خود وارد مکالمات می شود.
to win the game, you need to snead your shots effectively.
برای برنده شدن در بازی، باید شوت های خود را به طور موثر عبور دهید.
she managed to snead a quick response during the debate.
او موفق شد در طول بحث یک پاسخ سریع عبور دهد.
he used his skills to snead through the tight defense.
او از مهارت های خود برای عبور از دفاع محکم استفاده کرد.
the coach taught the team how to snead the ball effectively.
مربی به تیم یاد داد که چگونه توپ را به طور موثر عبور دهند.
snead the club
کلوب اسنِد
snead the ball
توپ اسنِد
snead grip
گریپ اسنِد
snead style
سبک اسنِد
snead swing
نوسان اسنِد
snead putter
پاتر اسنِد
snead technique
تکنیک اسنِد
snead approach
رویکرد اسنِد
snead follow-through
پایاندادن اسنِد
snead performance
عملکرد اسنِد
he tried to snead the ball past the defenders.
او سعی کرد توپ را از مدافعان عبور دهد.
she learned how to snead the club during her golf lessons.
او یاد گرفت چوب را در طول کلاسهای گلف خود چگونه عبور دهد.
the player managed to snead a goal in the last minute.
بازیکن موفق شد در دقیقه آخر یک گل عبور دهد.
he has a unique technique to snead the ball around obstacles.
او یک تکنیک منحصر به فرد برای عبور دادن توپ از موانع دارد.
during the match, she attempted to snead her opponent's strategy.
در طول مسابقه، او سعی کرد استراتژی حریف خود را عبور دهد.
he often sneads his way into conversations.
او اغلب با عبور دادن خود وارد مکالمات می شود.
to win the game, you need to snead your shots effectively.
برای برنده شدن در بازی، باید شوت های خود را به طور موثر عبور دهید.
she managed to snead a quick response during the debate.
او موفق شد در طول بحث یک پاسخ سریع عبور دهد.
he used his skills to snead through the tight defense.
او از مهارت های خود برای عبور از دفاع محکم استفاده کرد.
the coach taught the team how to snead the ball effectively.
مربی به تیم یاد داد که چگونه توپ را به طور موثر عبور دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید