little sniffles
خُرخُرههای کوچک
bad sniffles
خُرخُرههای شدید
sniffles and sneezes
خُرخُره و عطسه
sniffles season
فصل خُرخُره
sniffles remedy
درمان خُرخُره
sniffles relief
تسکین خُرخُره
sniffles symptoms
علائم خُرخُره
sniffles treatment
درمان خُرخُره
chronic sniffles
خُرخُره مزمن
sniffles allergy
آلرژی خُرخُره
she has a bad cold and keeps making sniffles.
او سرماخوردگی بدی دارد و مدام در حال عطسه کردن است.
the little boy's sniffles were a sign he was getting sick.
عطسه های پسر کوچولو نشانه ای از این بود که او در حال بیمار شدن است.
he tried to hide his sniffles during the sad movie.
او سعی کرد عطسه های خود را در طول فیلم غم انگیز پنهان کند.
her sniffles echoed in the quiet room.
عطسه های او در اتاق آرام طنین انداز شد.
the doctor asked if the sniffles were accompanied by a fever.
پزشک پرسید آیا عطسه ها با تب همراه است یا خیر.
after playing outside in the cold, he returned home with sniffles.
پس از بازی در فضای باز در هوای سرد، او با عطسه به خانه بازگشت.
she wiped her nose from the sniffles caused by allergies.
او بینی خود را از عطسه ناشی از آلرژی پاک کرد.
his constant sniffles made it hard to concentrate in class.
عطسه های مداوم او باعث شد در کلاس تمرکز کردن برایش دشوار باشد.
after a few days of sniffles, she finally decided to see a doctor.
پس از چند روز عطسه، او بالاخره تصمیم گرفت به پزشک مراجعه کند.
she tried to stifle her sniffles during the emotional speech.
او سعی کرد عطسه های خود را در طول سخنرانی احساسی سرکوب کند.
little sniffles
خُرخُرههای کوچک
bad sniffles
خُرخُرههای شدید
sniffles and sneezes
خُرخُره و عطسه
sniffles season
فصل خُرخُره
sniffles remedy
درمان خُرخُره
sniffles relief
تسکین خُرخُره
sniffles symptoms
علائم خُرخُره
sniffles treatment
درمان خُرخُره
chronic sniffles
خُرخُره مزمن
sniffles allergy
آلرژی خُرخُره
she has a bad cold and keeps making sniffles.
او سرماخوردگی بدی دارد و مدام در حال عطسه کردن است.
the little boy's sniffles were a sign he was getting sick.
عطسه های پسر کوچولو نشانه ای از این بود که او در حال بیمار شدن است.
he tried to hide his sniffles during the sad movie.
او سعی کرد عطسه های خود را در طول فیلم غم انگیز پنهان کند.
her sniffles echoed in the quiet room.
عطسه های او در اتاق آرام طنین انداز شد.
the doctor asked if the sniffles were accompanied by a fever.
پزشک پرسید آیا عطسه ها با تب همراه است یا خیر.
after playing outside in the cold, he returned home with sniffles.
پس از بازی در فضای باز در هوای سرد، او با عطسه به خانه بازگشت.
she wiped her nose from the sniffles caused by allergies.
او بینی خود را از عطسه ناشی از آلرژی پاک کرد.
his constant sniffles made it hard to concentrate in class.
عطسه های مداوم او باعث شد در کلاس تمرکز کردن برایش دشوار باشد.
after a few days of sniffles, she finally decided to see a doctor.
پس از چند روز عطسه، او بالاخره تصمیم گرفت به پزشک مراجعه کند.
she tried to stifle her sniffles during the emotional speech.
او سعی کرد عطسه های خود را در طول سخنرانی احساسی سرکوب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید