snowbird

[ایالات متحده]/ˈsnəʊbɜːd/
[بریتانیا]/ˈsnoʊbɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده کوچک از خانواده جوجه‌تیغی که معمولاً در آمریکای شمالی یافت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

snowbird season

فصل پرستار برف

snowbird lifestyle

سبک زندگی پرستار برف

snowbird migration

مهاجرت پرستار برف

snowbird community

جامعه پرستار برف

snowbird destination

مقصد پرستار برف

snowbird retreat

استراحتگاه پرستار برف

snowbird travel

سفر پرستار برف

snowbird program

برنامه پرستار برف

snowbird benefits

مزایای پرستار برف

snowbird gatherings

همایش‌های پرستار برف

جملات نمونه

many snowbirds travel south for the winter.

بسیاری از پرندگان برفی برای زمستان به سمت جنوب سفر می‌کنند.

snowbirds often seek warmer climates.

پرندگان برفی اغلب به دنبال آب و هوای گرمتر هستند.

as a snowbird, she enjoys the beach during the cold months.

به عنوان یک پرنده برفی، او از ساحل در ماه‌های سرد لذت می‌برد.

snowbirds can save money on heating bills.

پرندگان برفی می‌توانند در هزینه‌های گرمایش صرفه‌جویی کنند.

many snowbirds are retirees looking for a change of scenery.

بسیاری از پرندگان برفی بازنشستگان هستند که به دنبال یک تغییر منظره هستند.

snowbirds often join local communities in their winter destinations.

پرندگان برفی اغلب به جوامع محلی در مقاصد زمستانی خود می‌پیوندند.

some snowbirds prefer rv travel for flexibility.

برخی از پرندگان برفی ترجیح می‌دهند برای انعطاف‌پذیری سفر با RV داشته باشند.

snowbirds should plan their trips well in advance.

پرندگان برفی باید سفر خود را از قبل برنامه‌ریزی کنند.

networking with other snowbirds can enhance the experience.

ارتباط با سایر پرندگان برفی می‌تواند تجربه را بهبود بخشد.

snowbirds often share tips on the best places to stay.

پرندگان برفی اغلب نکاتی در مورد بهترین مکان‌ها برای اقامت به اشتراک می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید