a snowcock
یک گوزن برفی
the snowcock
گوزن برفی
snowcocks flying
گوزنهای برفی در حال پرواز
watching snowcocks
گوزنهای برفی را مشاهده کردن
snowcocks nesting
گوزنهای برفی در حال تخمگذاری
feeding snowcocks
تغذیه گوزنهای برفی
snowcocks resting
گوزنهای برفی در حال استراحت
snowcock's nest
گنچه گوزن برفی
photographing snowcocks
گوزنهای برفی را عکس بрداری
snowcocks in winter
گوزنهای برفی در زمستان
researchers observed the snowcocks perching on high cliffs.
پژوهشگران دیدگاه خود را به سوی پرندگان برفی که روی تکیه گاه های بلند قرار داشتند، ارائه کردند.
the loud calls of snowcocks echoed through the mountains.
صداهای بلند پرندگان برفی در کوه ها تکرار شد.
hunters track snowcocks across the rocky alpine terrain.
گردشگران در مسیر زمین های کوهستانی سنگی پرندگان برفی را دنبال می کنند.
snowcocks typically forage for food in the early morning.
پرندگان برفی معمولاً در صبح زود برای یافتن غذا جستجو می کنند.
a flock of snowcocks took flight as we approached.
گروهی از پرندگان برفی وقتی ما به سمت آنها حرکت کردیم، پرواز کردند.
heavy snowfall often forces snowcocks to lower altitudes.
بارش برف سنگین معمولاً پرندگان برفی را به ارتفاعات پایین تر مجبور می کند.
the himalayan snowcocks blend perfectly with the rocky surroundings.
پرندگان برفی هیمالیا به طور کامل با محیط سنگی اطراف خود ترکیب می شوند.
local guides are experts at spotting hidden snowcocks.
راهنمای های محلی متخصص در شناسایی پرندگان برفی پنهان هستند.
snowcocks build their nests on steep, inaccessible slopes.
پرندگان برفی توده های خود را روی شیب های شدید و دسترس ناپدید می سازند.
photographers waited patiently to capture images of wild snowcocks.
عکاسان با صبر منتظر می مانند تا تصاویر پرندگان برفی وحشی را ثبت کنند.
the population of snowcocks remains stable in this reserve.
جمعیت پرندگان برفی در این منطقه ثابت می ماند.
a snowcock
یک گوزن برفی
the snowcock
گوزن برفی
snowcocks flying
گوزنهای برفی در حال پرواز
watching snowcocks
گوزنهای برفی را مشاهده کردن
snowcocks nesting
گوزنهای برفی در حال تخمگذاری
feeding snowcocks
تغذیه گوزنهای برفی
snowcocks resting
گوزنهای برفی در حال استراحت
snowcock's nest
گنچه گوزن برفی
photographing snowcocks
گوزنهای برفی را عکس بрداری
snowcocks in winter
گوزنهای برفی در زمستان
researchers observed the snowcocks perching on high cliffs.
پژوهشگران دیدگاه خود را به سوی پرندگان برفی که روی تکیه گاه های بلند قرار داشتند، ارائه کردند.
the loud calls of snowcocks echoed through the mountains.
صداهای بلند پرندگان برفی در کوه ها تکرار شد.
hunters track snowcocks across the rocky alpine terrain.
گردشگران در مسیر زمین های کوهستانی سنگی پرندگان برفی را دنبال می کنند.
snowcocks typically forage for food in the early morning.
پرندگان برفی معمولاً در صبح زود برای یافتن غذا جستجو می کنند.
a flock of snowcocks took flight as we approached.
گروهی از پرندگان برفی وقتی ما به سمت آنها حرکت کردیم، پرواز کردند.
heavy snowfall often forces snowcocks to lower altitudes.
بارش برف سنگین معمولاً پرندگان برفی را به ارتفاعات پایین تر مجبور می کند.
the himalayan snowcocks blend perfectly with the rocky surroundings.
پرندگان برفی هیمالیا به طور کامل با محیط سنگی اطراف خود ترکیب می شوند.
local guides are experts at spotting hidden snowcocks.
راهنمای های محلی متخصص در شناسایی پرندگان برفی پنهان هستند.
snowcocks build their nests on steep, inaccessible slopes.
پرندگان برفی توده های خود را روی شیب های شدید و دسترس ناپدید می سازند.
photographers waited patiently to capture images of wild snowcocks.
عکاسان با صبر منتظر می مانند تا تصاویر پرندگان برفی وحشی را ثبت کنند.
the population of snowcocks remains stable in this reserve.
جمعیت پرندگان برفی در این منطقه ثابت می ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید