snowier

[ایالات متحده]/ˈsnəʊ.i.ər/
[بریتانیا]/ˈsnoʊ.i.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای برف‌آلود؛ مشخصه‌ای با برف بیشتر

عبارات و ترکیب‌ها

snowier days

روزهای برفی‌تر

snowier winters

زمستان‌های برفی‌تر

snowier conditions

شرایط برفی‌تر

snowier mountains

کوه‌های برفی‌تر

snowier regions

مناطق برفی‌تر

snowier climates

اقلیم‌های برفی‌تر

snowier forecasts

پیش‌بینی‌های برفی‌تر

snowier landscapes

مناظر برفی‌تر

snowier evenings

عصرها و شب‌های برفی‌تر

snowier adventures

ماجراجویی‌های برفی‌تر

جملات نمونه

the mountains look snowier this year than last.

این سال کوه‌ها از سال گذشته سفیدتر به نظر می‌رسند.

it seems to get snowier every winter.

به نظر می‌رسد هر سال زمستان سفیدتر می‌شود.

the forecast predicts a snowier season ahead.

پیش‌بینی هواشناسی نشان می‌دهد که فصل پیش رو سفیدبرفی‌تر خواهد بود.

last winter was snowier than usual.

زمستان گذشته از معمول سفیدبرفی‌تر بود.

the landscape looks much snowier after the storm.

طبیعت پس از طوفان بسیار سفیدتر به نظر می‌رسد.

children love playing in the snowier areas of the park.

کودکان عاشق بازی در مناطق سفیدبرفی‌تر پارک هستند.

snowier conditions make driving more challenging.

شرایط سفیدبرفی‌تر رانندگی را چالش‌برانگیزتر می‌کند.

we hope for a snowier christmas this year.

امیدواریم امسال کریسمس سفیدبرفی‌تری داشته باشیم.

as the climate changes, some regions may become snowier.

با تغییرات آب و هوا، برخی مناطق ممکن است سفیدبرفی بیشتری پیدا کنند.

the ski resort is known for its snowier slopes.

این پیست اسکی به خاطر شیب‌های سفیدبرفی خود مشهور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید