snugger fit
تناسب راحت
snugger clothing
لباس راحت
snugger shoes
کفش راحت
snugger seat
صندلی راحت
snugger blanket
پتو راحت
snugger wrap
پوشش راحت
snugger fitment
تناسب مناسب
snugger design
طراحی مناسب
snugger grip
گرفتن محکم
snugger closure
بستن محکم
the sweater fits me snugger than the last one i bought.
ژاکت برای من اندازه بهتری نسبت به آخرین چیزی که خریدم دارد.
she prefers a snugger fit for her running shoes.
او ترجیح میدهد برای کفشهای دویدنش، اندازه بهتری داشته باشد.
the blanket is snugger when wrapped tightly around you.
پتو وقتی دور شما محکم پیچیده شود، اندازه بهتری دارد.
he likes his jeans snugger to show off his physique.
او دوست دارد جینهایش اندازه بهتری داشته باشد تا اندامش را به نمایش بگذارد.
the new design offers a snugger fit for better comfort.
طراحی جدید، اندازه بهتری برای راحتی بیشتر ارائه میدهد.
after washing, the shirt feels snugger on my body.
بعد از شستشو، پیراهن روی بدنم اندازه بهتری دارد.
she adjusted the straps to make her dress fit snugger.
او بندها را تنظیم کرد تا لباسش اندازه بهتری داشته باشد.
the snugger fit of the helmet increased safety during the ride.
اندازه بهتر کلاه ایمنی، ایمنی را در طول رانندگی افزایش داد.
he prefers a snugger hug when greeting friends.
او ترجیح میدهد وقتی با دوستانش خوش و بش میکند، بغل محکمتری داشته باشد.
for winter, a snugger coat is essential to stay warm.
برای زمستان، یک کت اندازه بهتر برای گرم ماندن ضروری است.
snugger fit
تناسب راحت
snugger clothing
لباس راحت
snugger shoes
کفش راحت
snugger seat
صندلی راحت
snugger blanket
پتو راحت
snugger wrap
پوشش راحت
snugger fitment
تناسب مناسب
snugger design
طراحی مناسب
snugger grip
گرفتن محکم
snugger closure
بستن محکم
the sweater fits me snugger than the last one i bought.
ژاکت برای من اندازه بهتری نسبت به آخرین چیزی که خریدم دارد.
she prefers a snugger fit for her running shoes.
او ترجیح میدهد برای کفشهای دویدنش، اندازه بهتری داشته باشد.
the blanket is snugger when wrapped tightly around you.
پتو وقتی دور شما محکم پیچیده شود، اندازه بهتری دارد.
he likes his jeans snugger to show off his physique.
او دوست دارد جینهایش اندازه بهتری داشته باشد تا اندامش را به نمایش بگذارد.
the new design offers a snugger fit for better comfort.
طراحی جدید، اندازه بهتری برای راحتی بیشتر ارائه میدهد.
after washing, the shirt feels snugger on my body.
بعد از شستشو، پیراهن روی بدنم اندازه بهتری دارد.
she adjusted the straps to make her dress fit snugger.
او بندها را تنظیم کرد تا لباسش اندازه بهتری داشته باشد.
the snugger fit of the helmet increased safety during the ride.
اندازه بهتر کلاه ایمنی، ایمنی را در طول رانندگی افزایش داد.
he prefers a snugger hug when greeting friends.
او ترجیح میدهد وقتی با دوستانش خوش و بش میکند، بغل محکمتری داشته باشد.
for winter, a snugger coat is essential to stay warm.
برای زمستان، یک کت اندازه بهتر برای گرم ماندن ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید