| جمع | soapsudss |
soapsuds bubble
حبابهای صابون
soapsuds clean
تمیز کردن با صابون
soapsuds wash
شستن با صابون
soapsuds splash
پاشیدن صابون
soapsuds foam
کف صابون
soapsuds rinse
چکاندن صابون
soapsuds effect
اثر صابون
soapsuds smell
بوی صابون
soapsuds mixture
مخلوط صابون
soapsuds container
ظرف صابون
the children played joyfully in the soapsuds.
کودکان با خوشحالی در کفهای صابونی بازی کردند.
i accidentally spilled the soapsuds on the floor.
من به طور تصادفی کفهای صابونی را روی زمین ریختم.
she loved to blow bubbles from the soapsuds.
او عاشق درست کردن حباب از کفهای صابونی بود.
the dog jumped into the tub filled with soapsuds.
سگ به داخل وان پر از کفهای صابونی پرید.
we used soapsuds to clean the dirty dishes.
ما از کفهای صابونی برای تمیز کردن ظروف کثیف استفاده کردیم.
the soapsuds created a slippery surface on the floor.
کفهای صابونی یک سطح لغزنده روی زمین ایجاد کردند.
he noticed the soapsuds spilling over the edge of the sink.
او متوجه شد که کفهای صابونی از لبهی سینک سرریز میشوند.
after washing the car, there were soapsuds everywhere.
بعد از شستن ماشین، کفهای صابونی همه جا وجود داشت.
they laughed as they splashed in the soapsuds.
آنها در حالی که در کفهای صابونی آب بازی میکردند، میخندیدند.
the soapsuds formed a thick layer on the surface of the water.
کفهای صابونی یک لایه ضخیم روی سطح آب ایجاد کردند.
soapsuds bubble
حبابهای صابون
soapsuds clean
تمیز کردن با صابون
soapsuds wash
شستن با صابون
soapsuds splash
پاشیدن صابون
soapsuds foam
کف صابون
soapsuds rinse
چکاندن صابون
soapsuds effect
اثر صابون
soapsuds smell
بوی صابون
soapsuds mixture
مخلوط صابون
soapsuds container
ظرف صابون
the children played joyfully in the soapsuds.
کودکان با خوشحالی در کفهای صابونی بازی کردند.
i accidentally spilled the soapsuds on the floor.
من به طور تصادفی کفهای صابونی را روی زمین ریختم.
she loved to blow bubbles from the soapsuds.
او عاشق درست کردن حباب از کفهای صابونی بود.
the dog jumped into the tub filled with soapsuds.
سگ به داخل وان پر از کفهای صابونی پرید.
we used soapsuds to clean the dirty dishes.
ما از کفهای صابونی برای تمیز کردن ظروف کثیف استفاده کردیم.
the soapsuds created a slippery surface on the floor.
کفهای صابونی یک سطح لغزنده روی زمین ایجاد کردند.
he noticed the soapsuds spilling over the edge of the sink.
او متوجه شد که کفهای صابونی از لبهی سینک سرریز میشوند.
after washing the car, there were soapsuds everywhere.
بعد از شستن ماشین، کفهای صابونی همه جا وجود داشت.
they laughed as they splashed in the soapsuds.
آنها در حالی که در کفهای صابونی آب بازی میکردند، میخندیدند.
the soapsuds formed a thick layer on the surface of the water.
کفهای صابونی یک لایه ضخیم روی سطح آب ایجاد کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید