frothy milk
شیر روغنی
frothy beer
بียร์ روغنی
a frothy French farce.
یک نمایش فرانسوی پفدار
lots of frothy interviews.
مصاحبههای زیاد و پفدار
steaming mugs of frothy coffee.
فنجانهای بخار کردهی قهوه پفدار
the bubbling candy mixture; a cup of foaming cocoa; frothy milkshakes; frothy waves; spumy surf.
مخلوط آب نبات در حال جوشیدن؛ یک فنجان کاکائو کف دار؛ شیک های کف دار؛ امواج کف دار؛ موج های کف مانند.
frothy waves crashing on the shore
امواج پفدار که به ساحل میخوردند
a frothy bubble bath
حمام پفدار
frothy milk on top of hot chocolate
شیر پفدار روی شکلات داغ
a frothy beer in a tall glass
یک آبجو پفدار در یک لیوان بلند
frothy soap bubbles floating in the air
حبابهای صابون پفدار که در هوا شناور بودند
a frothy sea foam whipped up by the storm
کف دریایی پفدار که توسط طوفان ایجاد شده بود
frothy whipped cream on top of a dessert
خامه فرم گرفته پفدار روی یک دسر
a frothy cocktail with a cherry on top
یک کوکتل پفدار با یک گیلاسی روی آن
frothy bubbles in a glass of sparkling water
حبابهای پفدار در یک لیوان آب گازدار
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید