frothy

[ایالات متحده]/ˈfrɒθi/
[بریتانیا]/ˈfrɔːθi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از کف یا حباب؛ بی‌محتوا؛ سطحی

عبارات و ترکیب‌ها

frothy milk

شیر روغنی

frothy beer

بียร์ روغنی

جملات نمونه

a frothy French farce.

یک نمایش فرانسوی پف‌دار

lots of frothy interviews.

مصاحبه‌های زیاد و پف‌دار

steaming mugs of frothy coffee.

فنجان‌های بخار کرده‌ی قهوه پف‌دار

the bubbling candy mixture; a cup of foaming cocoa; frothy milkshakes; frothy waves; spumy surf.

مخلوط آب نبات در حال جوشیدن؛ یک فنجان کاکائو کف دار؛ شیک های کف دار؛ امواج کف دار؛ موج های کف مانند.

frothy waves crashing on the shore

امواج پف‌دار که به ساحل می‌خوردند

a frothy bubble bath

حمام پف‌دار

frothy milk on top of hot chocolate

شیر پف‌دار روی شکلات داغ

a frothy beer in a tall glass

یک آبجو پف‌دار در یک لیوان بلند

frothy soap bubbles floating in the air

حباب‌های صابون پف‌دار که در هوا شناور بودند

a frothy sea foam whipped up by the storm

کف دریایی پف‌دار که توسط طوفان ایجاد شده بود

frothy whipped cream on top of a dessert

خامه فرم گرفته پف‌دار روی یک دسر

a frothy cocktail with a cherry on top

یک کوکتل پف‌دار با یک گیلاسی روی آن

frothy bubbles in a glass of sparkling water

حباب‌های پف‌دار در یک لیوان آب گازدار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید